دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵

سیاسی

دیپلماسی در سایه میدان؛ الزامات عبور از تفاهم به توافق

دیپلماسی در سایه میدان؛ الزامات عبور از تفاهم به توافق
خبر یزد - تفاهم برای پایان جنگ، فارغ از جزئیات فنی آن، به‌خودی‌خود سندی بر اقتدار جمهوری اسلامی ایران است؛ چراکه این تفاهم، محصول شکست دشمن در تحقق اهداف راهبردی‌اش در میدان نبرد بوده و از موضع قدرت حاصل شده است.
  بزرگنمايي:

خبر یزد - تفاهم برای پایان جنگ، فارغ از جزئیات فنی آن، به‌خودی‌خود سندی بر اقتدار جمهوری اسلامی ایران است؛ چراکه این تفاهم، محصول شکست دشمن در تحقق اهداف راهبردی‌اش در میدان نبرد بوده و از موضع قدرت حاصل شده است.

تفاهم برای پایان جنگ، فارغ از جزئیات فنی آن، به‌خودی‌خود سندی بر اقتدار جمهوری اسلامی ایران است؛ چراکه این تفاهم، محصول شکست دشمن در تحقق اهداف راهبردی‌اش در میدان نبرد بوده و از موضع قدرت حاصل شده است.

خبر یزد


تفاهم برای پایان جنگ، فارغ از جزئیات فنی آن، به‌خودی‌خود سندی بر اقتدار جمهوری اسلامی ایران است؛ چراکه این تفاهم، محصول شکست دشمن در تحقق اهداف راهبردی‌اش در میدان نبرد بوده و از موضع قدرت حاصل شده است. 
یادداشت تحلیلی
با این حال، باید توجه داشت که پایان نبرد نظامی، تنها آغازگر فصلی پیچیده از «جنگ سیاسی» است که احتمال گره خوردن مجدد آن با درگیری‌های نظامی، به‌ویژه با رژیم صهیونیستی، همچنان وجود دارد.
۱. دستاورد راهبردی و ضرورت راستی‌آزمایی
نخستین و مهم‌ترین دستاورد تفاهم پایان جنگ، تثبیت «راهبرد وحدت میادین» و یکپارچگی جبهه مقاومت بود که در همان بند‌های آغازین تفاهم خودنمایی می‌کند. با این حال، تا زمان امضای رسمی تفاهم در روز جمعه، بازه زمانی حیاتی برای «راستی‌آزمایی» تعهدات طرف آمریکایی و صهیونیستی محسوب می‌شود. هرگونه تردید در تحقق بند نخست تفاهم، مبنی بر توقف کامل جنگ در تمامی جبهه‌ها، به معنای عدم امضای نهایی تفاهم‌نامه خواهد بود.
در این میان، تداوم اشغال جنوب لبنان، نقض صریح روح و متن تفاهم است؛ چراکه قاعده حقوقی هر جنگی ایجاب می‌کند که با پایان مخاصمات، طرف اشغالگر بلافاصله مناطق را تخلیه کند. بدیهی است که هرگونه شرارت یا اقدام نظامی جدید رژیم صهیونیستی، نه تنها نقض پایان جنگ در لبنان، بلکه اختلال در روند مذاکرات تلقی شده و باید با پاسخ متناسب و قاطع ایران رو‌به‌رو شود.
۲. دکترین «اعتماد صفر» و ابزار‌های قدرت
تجربه مکرر خیانت، بدعهدی و بمباران میز مذاکره توسط آمریکا، دکترین جمهوری اسلامی را بر پایه «اعتماد صفر» استوار کرده است. در این چارچوب، ابزار‌هایی نظیر «تنگه هرمز» که در هر شرایطی تحت حاکمیت بالفعل ایران است، تضمینی ذاتی برای الزام طرف مقابل به تعهداتش محسوب می‌شود.
در خصوص مسائل هسته‌ای نیز، تعهد ایران به عدم تولید سلاح اتمی، موضوع جدیدی نیست و صرفاً تکرار اصول دکترین دفاعی کشور است؛ لذا تا زمان دستیابی به توافق نهایی، باید «تضمین‌های موثر و فوری» شامل آمادگی عملیاتی در تنگه هرمز و حفظ قدرت پاسخ نظامی، همزمان با تداوم مذاکرات، حفظ شود.
۳. اولویت‌های داخلی: انسجام و کنشگری
عبور از این مرحله حساس، نیازمند هوشیاری در فضای داخلی است:
اتحاد مقدس: قطب‌بندی‌های تحلیلی نباید به شکاف‌های میدانی بدل شود. محور وحدت، همچنان باید بر پایه «خونخواهی امام شهید» و «تبعیت از رهبری» باشد.
پرهیز از حاشیه‌سازی: بدگمانی به مسئولان و تهمت‌زنی، راه را برای طمع‌ورزی دشمن باز می‌کند. همچنین، نسبت دادن تمام مسئولیت‌ها به رهبری و یا برعکس، اتهام تحمیل توافق به ایشان، هر دو از خطا‌های راهبردی در قضاوت‌های سیاسی است.
استمرار در خدمت: توافق احتمالی نباید بهانه‌ای برای کم‌کاری مسئولان شود؛ گره زدن مشکلات کشور به نتایج مذاکرات، آدرس غلط دادن به مردم است.
نقش مردم: حضور فعال و بصیرت‌مندانه مردم در میدان، ضامن صحت فرآیند‌های آتی و تداوم مسیر اقتدار است.
سخن پایانی: مذاکره از موضع قدرت
دشمن شکست‌خورده‌ای که امروز چاره‌ای جز پذیرش پایان جنگ ندارد، باید در تمامی تعاملات آینده از موضع «ضعف و استیصال» نگریسته شود. یادآوری دائم این حقارت، مانع از خطای محاسباتی مسئولان شده و روحیه لازم برای دیپلماسی در جایگاه یک «قدرت پیروز» را حفظ می‌کند. ایران نه از سر اضطرار، بلکه با اتکا به دست برتر در میدان، مسیر مذاکره را با هوشیاری کامل طی خواهد کرد.
سؤال جهت پیشبرد بحث: با توجه به اهمیت راستی‌آزمایی در روز‌های پیش رو، به نظر شما چه شاخص‌های ملموسی در میدان (غیر از تخلیه مناطق اشغالی) می‌تواند نشان‌دهنده حسن نیت طرف مقابل برای امضای نهایی باشد؟


نظرات شما