خبر یزد - تشییع میلیونی پیکر امام شهید، افزون بر سوگ، حماسهای بود که پشتوانه مردمی بی نظیر نظام اسلامی را به جهان نمایاند و روایت ساختگی انزوا را باطل کرد.
تشییع میلیونی پیکر امام شهید، افزون بر سوگ، حماسهای بود که پشتوانه مردمی بی نظیر نظام اسلامی را به جهان نمایاند و روایت ساختگی انزوا را باطل کرد.

به گزارش خبرگزاری صداوسیما ، گروه تاریخ و مناسبتهای خبرگزاری صدا و سیما، حماسه تشییع پیکر مطهر قائد شهید حضرت امام خامنهای (ره) در طول هفته گذشته، بیش و پیش از آن که رویدادی آیینی برای سوگواری باشد، به نمایشگاهی برای تجلی پیوند ناگسستنی امت اسلامی با امام شان بدل شده بود. این حضور شگفت انگیز که از تهران و قم آغاز و با شکوهی کم نظیر در نجف و کربلا ادامه یافته و نهایتاً در مشهد مقدس به اوج خود رسید، سبب تغییر بسیاری از معادلات شده و پیامهایی فراتر از یک آیین مرسوم تشییع و تدفین در برداشت.
این رویداد به اندازهای بزرگ بود که هیچ کس نمیتوانست از آن چشم پوشیده و به راحتی از کنارش بگذرد؛ رسانههای غربی که کمتر به انعکاس مثبت وقایع جهان اسلام به ویژه ایران میپردازند، این بار ناچار شدند به عظمت این حماسه اذعان کنند و شمار حاضرین را تا دهها میلیون نفر تخمین زنند. به عنوان نمونه چند روز پیش روزنامه انگلیسی گاردین یک حضور ۳۰ میلیون نفری را پیش بینی کرد؛ البته این عددی بود که در ساعات پایانی مراسم از سوی دیگر رسانهها با افزایش رو به رو شد. الجزیره انگلیسی حضور شش روزه مردم را حضوری ۴۳ میلیونی توصیف کرد.
به راحتی نمیتوان از کنار این اعداد گذشت؛ اعدادی که موجب بهت زدگی و ایجاد شوکی بزرگ در جبهه مقابل ایران شد. ریشه این حضور کم نظیر را باید در مفهوم امامت و در عمق ارادت قلبی و فکری ملتی جست که سالها تحت تأثیر اندیشه و با رهبری ایشان، در برابر ظلم و استکبار ایستادگی کردهاند.
این رویداد با شکوه، نماد عینی و تاریخی پیوند مردم با ولایت فقیه و نظام جمهوری اسلامی ایران بود. میلیونها نفری که از سراسر کشور و حتی فراتر از مرزها، خود را به مراسم بدرقه قائد شهید (ره) رساندند، در حقیقت به تمام جهان نشان دادند که پشتوانه نظام اسلامی، نه یک اقلیت یا گروه خاص، بلکه تودههای عظیم مردمی با باورهای عمیق دینی و انقلابی هستند.
این حضور گسترده، در حقیقت پاسخی قاطع و عینی به ادعاهای پوچ رسانههای غربی و مزدوران داخلی آنان بود که سالها با هزینههای کلان و با عملیات روانی مستمر، سعی در القای این دروغ بزرگ داشتند که جمهوری اسلامی فاقد پشتوانه مردمی است. صحنههایی که در تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد رقم خورد، این روایت ساختگی را باطل کرد و نشان داد که نه تنها نظام اسلامی پشتوانه مردمی گستردهای دارد، بلکه ارادت به رهبری نظام، از جنس یک رابطه سیاسی سطحی و معمولی نیست و ریشه در باور قلبی و اعتقادی ملت دارد؛ باوری که فراتر از مرزهای جغرافیایی ایران، ملتهای آزاده در نقاط دیگری از منطقه و جهان را نیز در برگرفته است.
این حماسه عظیم، به روشنی دروغهای مکرر و بی پایه دونالد ترامپ را که سابقا مدعی شده بود جنگ علیه ایران را با هدف آزادی و نجات مردم ایران از چنگ نظام، آغاز کرده، برملا ساخت. چگونه میتوان باور کرد مردمی که برای بدرقه پیکر رهبر خود، با حضور میلیونی و با پای پیاده و در گرمای طاقت فرسا، مسیرهای طولانی را طی میکنند و اشک ماتم بر چهره دارند و با پرچمهای سرخ، خواهان انتقام از قاتل او هستند، در پی آزادی از این نظام هستند؟ این حضور میلیونی، معنادارترین پاسخ به رئیس جمهور آمریکا است که تصور میکرد با فشار حداکثری و تهدید نظامی و جنگ روانی میتواند میان ملت و نظام اسلامی فاصله بیندازد. مردم ایران با این تشییع اعلام کردند که نه تنها اسیر توهمات سران کاخ سفید نیستند، بلکه با تمام وجود از نظام اسلامی و رهبری آن پشتیبانی میکنند.
نکته قابل توجه اینکه دریای خروشان جمعیت و انبوه پرچمهای سرخ انتقام که به اهتزاز درآمده بود، چنان هراسی در دل سران استکبار به ویژه ترامپ انداخته که او را وادار کرد در اوج تهدید علیه ایران، ناگهان به آسیب پذیری خود و مسئله انتقام از سوی ایران اذعان کند. اینکه ترامپ اخیرا در مصاحبهای با نیویورک پست مدعی شده است دستوراتی برای حمله شدید و بی سابقه به ایران در صورت ترور خود صادر کرده و اذعان کرده برای مدتی طولانی در فهرست ترور ایران، نفر اول بوده، در حقیقت به روشنی از ترس عمیق خود پرده برداشته است؛ ترسی که البته برای همیشه با او خواهد ماند.
این تشییع میلیونی، با پرچمهای سرخ که تداعی گر عاشورای حسینی و خون خواهی همیشگی مظلوم از ظالم است، به ترامپ و متحدانش فهماند که اگر پیشتر دچار خطای محاسباتی بوده و تصور میکردند نظام پشتوانه مردمی ندارد و آنها تنها با مسئولان و نیروهای مسلح ایران مواجه خواهند شد، اکنون دریافتهاند که فراتر از همه این ها، با ملتی خشمگین و خواهان انتقام رو به رو هستند که هیچ تهدیدی نمیتواند آنها را به عقب نشینی وادار کند؛ ملتی که در ۴۷ سال گذشته نیز در دفاع از کشور و نظام سیاسی آن همیشه در میدان بودهاند، اما نظام سلطه هیچ گاه نمیخواست آنها را در محاسبات خود ببیند.
این تشییع تاریخی پیام روشنی برای دشمنان خارجی و پیاده نظام داخلی آنان داشت: نه جنگ نظامی، نه جنگ روانی و نه تهدید و تحریم، هیچ کدام قادر نیستند که بر عزم پولادین ملت ایران برای دفاع از کشور و آرمانهای انقلاب اسلامی اثر بگذارند. علی رغم تمام فشارهای اقتصادی، تحریمهای ظالمانه، بمباران تبلیغاتی و حتی حمله نظامی، ملت ایران با این حضور بی نظیر ثابت کرد که تسلیم دشمن نشده و اجازه تحمیل اراده را به آنان نخواهد داد. دشمن تصور کرده بود با اقدامات خود، توانسته پایگاه مردمی نظام را تضعیف کند، اما این تشییع باشکوه این انگاره را به کلی از میان برد و البته باعث خشم آنها شد؛ خشمی که منجر به حمله دوباره به برخی نقاط کشورمان در میانه مراسم شد.
مضاف بر این موارد، حضور مردم بیعتی دوباره با رهبری جدید نظام اسلامی نیز قلمداد میشود. فریادهای «لبیک یا سید مجتبی» از سوی مردم نشان داد، آنها ولایت فقیه را نه یک مفهوم ایستا بلکه یک مفهوم پویا و بالنده و در امتداد مقوله امامت میدانند که حتی با شهادت بزرگترین مصادیق آن متوقف نشده و همچنان جریان دارد.
این رویداد باشکوه، علاوه بر دستاوردهای داخلی، به مثابه تولدی دوباره برای محور مقاومت نیز بود. حضور باشکوه مردم عراق نشان داد ملتها همچنان به محور مقاومت، رهبری آن و راهبرد وحدت میدانها اعتقاد راسخ دارند. این موضوع در آینده به یک پشتوانه بزرگ برای اقدامات میدانی جبهه مقاومت بدل خواهد شد؛ بنابراین در مجموع دستاورد این حماسه تاریخی، تجدید میثاقی محکم با اصول انقلاب اسلامی و اعلام دوباره پایبندی ملت به راهبرد مقاومت فعال است. حضور گسترده در این رویداد، سرمایه عظیم اجتماعی و معنوی را برای ایران و جبهه مقاومت به ارمغان آورد و بار دیگر اثبات کرد که مشروعیت و قدرت این جبهه، ریشه در اعتماد و اراده ملتها دارد.
پیکر قائد شهید (ره) و خانواده ایشان پس از بدرقهای به وسعت یک تاریخ، در نهایت در دارالذکر حرم مطهر حضرت امام رضا (علیه السلام) آرام گرفت تا مزار ایشان، زیارتگاهی برای عاشقان ولایت و مجاهدانی باشد که در مسیر صیانت از ارزشها به مبارزه با مستکبران عالم برخاستهاند. زیارتگاهی که هرچند یادآور مظلومیت تاریخی فرزندان علی (علیه السلام) است؛ اما در عین حال تجلی شکوه اراده آنها برای ایستادگی در برابر باطل نیز به شمار میرود.
نویسنده: عباس کریمیان