چهارشنبه ۲۴ تير ۱۴۰۵

اجتماعی

شکاف دانشی و عدم شناخت، بزرگ‌ترین مانع تجارت ایران و آفریقا است

شکاف دانشی و عدم شناخت، بزرگ‌ترین مانع تجارت ایران و آفریقا است
خبر یزد - یزد - پژوهشگر اقتصادی حوزه آفریقا عنوان کرد: بزرگ‌ترین مانع تجارت ایران با آفریقا، تحریم نیست؛ بلکه شکاف دانشی و شناخت ناکافی از آفریقا است.
  بزرگنمايي:

خبر یزد - یزد - پژوهشگر اقتصادی حوزه آفریقا عنوان کرد: بزرگ‌ترین مانع تجارت ایران با آفریقا، تحریم نیست؛ بلکه شکاف دانشی و شناخت ناکافی از آفریقا است.

خبرگزاری مهر - گروه استان‌ها - اسماعیل رزاقی*: هرگاه سخن از تجارت ایران با آفریقا به میان می‌آید، نخستین توضیحی که شنیده می‌شود، تحریم‌ها، مشکلات بانکی یا هزینه‌های حمل‌ونقل است. این عوامل بی‌تردید بر روابط اقتصادی ایران با کشورهای آفریقایی اثرگذارند، اما واقعیت این است که مانعی کمتر دیده‌شده و در عین حال بنیادی‌تر نیز وجود دارد؛ مانعی که اگر برطرف نشود، حتی با رفع بسیاری از محدودیت‌های خارجی نیز تحول چشمگیری در تجارت ایران با آفریقا رخ نخواهد داد. این مانع، «شکاف دانشی» و شناخت ناکافی از آفریقاست.
آفریقا دیگر قاره‌ای دوردست و حاشیه‌ای در اقتصاد جهان نیست. این قاره با جمعیتی بیش از یک و نیم میلیارد نفر، رشد سریع شهرنشینی، گسترش طبقه متوسط، اجرای منطقه آزاد تجاری قاره آفریقا و افزایش نیاز به کالاها، خدمات فنی و مهندسی و فناوری، به یکی از مهم‌ترین بازارهای نوظهور جهان تبدیل شده است. بسیاری از اقتصادهای نوظهور، از چین و هند گرفته تا ترکیه و امارات، سال‌هاست این تحول را درک کرده‌اند و برای حضور در بازارهای آفریقایی سرمایه‌گذاری مستمر انجام داده‌اند.
در مقابل، بخش قابل توجهی از فعالان اقتصادی ایران هنوز آفریقا را نه به‌عنوان ۵۴ بازار متفاوت، بلکه به‌عنوان یک منطقه مبهم و پرریسک می‌شناسند. نتیجه چنین برداشتی آن است که فرصت‌های صادراتی، سرمایه‌گذاری و همکاری صنعتی که می‌تواند به تنوع‌بخشی بازارهای هدف ایران کمک کند، یا نادیده گرفته می‌شود یا در اختیار رقبای ما قرار می‌گیرد.
برگزاری نشست هم‌اندیشی همکاری‌های اقتصادی استان یزد با آفریقا در سی‌ام تیرماه، فرصتی مناسب است تا نگاه خود را از «چگونه به آفریقا برویم» به «چگونه آفریقا را بشناسیم» تغییر دهیم. توسعه روابط اقتصادی با این قاره، پیش از آنکه به سرمایه مالی نیاز داشته باشد، به سرمایه دانشی نیازمند است؛ سرمایه‌ای که از آموزش، شناخت بازار، اطلاعات دقیق، ارتباطات حرفه‌ای و دیپلماسی اقتصادی فعال شکل می‌گیرد.
شناخت؛ حلقه مفقوده تجارت با آفریقا
یکی از خطاهای رایج در ادبیات اقتصادی ایران، نگاه یکپارچه به آفریقاست. هنوز هم گاه از «بازار آفریقا» سخن گفته می‌شود؛ گویی با یک کشور یا یک اقتصاد واحد مواجه هستیم، در حالی که آفریقا مجموعه‌ای از ۵۴ کشور با ساختارهای اقتصادی، نظام‌های حقوقی، زبان‌ها، فرهنگ‌ها و الگوهای مصرف کاملاً متفاوت است.
اقتصاد صنعتی آفریقای جنوبی، بازار مصرفی نیجریه، ظرفیت‌های معدنی جمهوری دموکراتیک کنگو، اقتصاد کشاورزی تانزانیا، موقعیت لجستیکی کنیا یا فرصت‌های سرمایه‌گذاری در غنا، هر یک نیازمند راهبردی مستقل هستند. صادرکننده‌ای که بدون مطالعه این تفاوت‌ها وارد بازار آفریقا شود، همان اندازه با شکست مواجه خواهد شد که بخواهد با یک نسخه واحد هم‌زمان در بازار آلمان، هند و برزیل فعالیت کند.
شناخت بازار، نخستین سرمایه هر صادرکننده موفق است؛ سرمایه‌ای که متأسفانه در بسیاری از برنامه‌های توسعه صادرات کشور کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
رقبا چگونه آفریقا را فتح کردند؟
موفقیت کشورهایی مانند چین، ترکیه، هند و حتی امارات متحده عربی در آفریقا صرفاً نتیجه سرمایه‌گذاری مالی یا توان تولیدی آنها نیست. این کشورها سال‌ها پیش از ورود گسترده به بازارهای آفریقایی، روی شناخت سرمایه‌گذاری کردند.
مطالعات بازار، تربیت نیروی انسانی متخصص، ایجاد بانک‌های اطلاعاتی، استقرار دفاتر تجاری، حضور مستمر در نمایشگاه‌ها، آموزش صادرکنندگان، تأسیس مراکز لجستیکی و حتی آموزش زبان‌های مورد نیاز تجارت آفریقا، بخشی از زیرساخت‌هایی بود که پیش از توسعه تجارت شکل گرفت.
به بیان دیگر، آنها ابتدا «دانش حضور» را ایجاد کردند و سپس «حضور اقتصادی» را گسترش دادند.
در مقابل، بسیاری از فعالان اقتصادی ایرانی همچنان اطلاعات خود را از چند تجربه محدود، شنیده‌های غیرتخصصی یا برداشت‌های قدیمی درباره آفریقا به دست می‌آورند؛ تصاویری که نه تنها واقعیت امروز این قاره را بازتاب نمی‌دهد، بلکه گاه مانع تصمیم‌گیری صحیح نیز می‌شود.
از تجارت سنتی تا تجارت دانش‌بنیان
تجارت بین‌الملل امروز دیگر تنها بر پایه کیفیت کالا شکل نمی‌گیرد. صادرکننده موفق باید هم‌زمان با قواعد حقوق تجارت بین‌الملل، استانداردهای فنی، شیوه‌های نوین بازاریابی، مدیریت زنجیره تأمین، نظام‌های پرداخت، بیمه، حمل‌ونقل، شناخت فرهنگی و حتی آداب مذاکره در کشور مقصد آشنا باشد.
در بازارهای آفریقایی، این موضوع اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. در بسیاری از کشورها، اعتمادسازی و ایجاد روابط بلندمدت، مقدم بر امضای قراردادهای تجاری است. در برخی دیگر، شناخت دقیق ساختارهای تصمیم‌گیری دولتی یا شبکه‌های توزیع، عامل اصلی موفقیت محسوب می‌شود. بنابراین، صادرات به آفریقا صرفاً صادرات کالا نیست؛ صادرات دانش، ارتباط و اعتماد نیز هست.
چرا یزد می‌تواند آغاز یک تحول باشد؟
برگزاری نشست هم‌اندیشی همکاری‌های اقتصادی استان یزد با آفریقا، اگر تنها به معرفی فرصت‌های صادراتی محدود شود، دستاورد آن نیز محدود خواهد بود. اما اگر این نشست نقطه آغاز شکل‌گیری یک اکوسیستم دانشی برای تجارت با آفریقا باشد، می‌تواند الگویی برای سایر استان‌های کشور نیز محسوب شود.
استان یزد با برخورداری از صنایع معدنی، کاشی و سرامیک، نساجی، تجهیزات صنعتی، فناوری‌های نوین، خدمات فنی و مهندسی و شرکت‌های دانش‌بنیان، ظرفیت‌های قابل توجهی برای حضور در بازارهای آفریقایی دارد. آنچه این ظرفیت‌ها را به قراردادهای تجاری تبدیل می‌کند، نه صرفاً تولید بیشتر، بلکه شناخت دقیق بازار، آموزش مستمر فعالان اقتصادی، دسترسی به اطلاعات معتبر و بهره‌گیری از ظرفیت دیپلماسی اقتصادی است.
زمان تغییر نگاه فرا رسیده است
آفریقا دیگر بازار آینده نیست؛ بازار امروز جهان است. هر روز که در شناخت این قاره تأخیر کنیم، بخشی از سهم بازار را به رقبایی واگذار می‌کنیم که سال‌هاست با برنامه، مطالعه و استمرار در این قاره حضور دارند.
اکنون بیش از هر زمان دیگری لازم است نگاه ما از «صادرات کالا» به «صادرات مبتنی بر دانش بازار» تغییر کند. توسعه تجارت با آفریقا پیش از آنکه به سرمایه مالی نیاز داشته باشد، به سرمایه دانشی نیاز دارد؛ سرمایه‌ای که از آموزش، پژوهش، اطلاعات، ارتباطات حرفه‌ای و دیپلماسی اقتصادی فعال شکل می‌گیرد.
نشست یزد می‌تواند یادآور این واقعیت باشد که آینده روابط اقتصادی ایران و آفریقا، نه در انتظار کشف فرصت‌های جدید، بلکه در گرو شناخت عمیق‌تر فرصت‌هایی است که سال‌هاست در برابر ما قرار دارند، اما هنوز آنها را آن‌گونه که باید، ندیده‌ایم.
دیپلماسی اقتصادی بدون دانش، راه به جایی نمی‌برد
در سال‌های اخیر، توسعه روابط با آفریقا به یکی از محورهای سیاست خارجی و دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است. افزایش سفرهای مقامات، برگزاری همایش سالانه ایران و آفریقا، برگزاری کمیسیون‌های مشترک اقتصادی، اعزام هیأت‌های تجاری و توجه بیشتر به بازارهای آفریقایی، همگی نشان‌دهنده شکل‌گیری اراده‌ای جدی برای حضور فعال‌تر ایران در این قاره است.
اما تجربه بسیاری از کشورها نشان می‌دهد که دیپلماسی اقتصادی زمانی به قراردادهای تجاری، سرمایه‌گذاری و حضور پایدار در بازارهای خارجی منجر می‌شود که بر پایه تولید دانش و شناخت بازار بنا شده باشد. سفارتخانه‌ها، اتاق‌های بازرگانی، دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی و تشکل‌های اقتصادی، زمانی می‌توانند نقش مؤثری ایفا کنند که میان آنها جریان مستمر اطلاعات و تحلیل برقرار باشد.
به عبارت دیگر، موفقیت در آفریقا بیش از آنکه محصول افزایش تعداد هیأت‌های اعزامی باشد، نتیجه شکل‌گیری یک اکوسیستم ملی دانش تجارت با آفریقا است.
وقت آن رسیده است که «مرکز شناخت آفریقا» ایجاد شود
یکی از خلأهای جدی در ساختار تجارت خارجی ایران، نبود یک مرجع ملی و دائماً به‌روز برای تولید و انتشار دانش تخصصی درباره آفریقاست. فعال اقتصادی ایرانی برای ورود به بازار تانزانیا، غنا، کنیا یا نیجریه باید بتواند در کوتاه‌ترین زمان ممکن به اطلاعاتی مانند ساختار بازار، کالاهای دارای مزیت، تعرفه‌ها، قوانین گمرکی، استانداردها، شرکت‌های معتبر، روش‌های پرداخت، ریسک‌های تجاری، نمایشگاه‌های تخصصی، فرصت‌های سرمایه‌گذاری، فرهنگ مذاکره و تجربیات موفق صادرکنندگان ایرانی دسترسی داشته باشد.
در بسیاری از کشورهای موفق، این اطلاعات از طریق پایگاه‌های جامع اطلاعات تجاری، اندیشکده‌های تخصصی، مراکز توسعه صادرات و اتاق‌های بازرگانی در اختیار بخش خصوصی قرار می‌گیرد.
در ایران نیز زمان آن فرا رسیده است که «دانش تجارت با آفریقا» به عنوان یک زیرساخت ملی دیده شود، نه صرفاً مجموعه‌ای از گزارش‌های پراکنده.
از صادرات کالا تا صادرات اعتماد
تجارت در قرن بیست‌ویکم صرفاً رقابت میان کالاها نیست؛ رقابت میان شبکه‌های اعتماد است. در بسیاری از کشورهای آفریقایی، تاجر موفق کسی نیست که تنها محصول ارزان‌تر عرضه کند، بلکه کسی است که بتواند اعتماد بسازد، در بازار بماند، خدمات پس از فروش ارائه دهد و شریک بلندمدت تلقی شود.
به همین دلیل، آموزش فعالان اقتصادی باید از آموزش صرف قوانین صادرات فراتر رود و مهارت‌هایی همچون مذاکره بین‌فرهنگی، ارتباطات بین‌المللی، شناخت فرهنگ کسب‌وکار، مدیریت ریسک و برندسازی بین‌المللی را نیز در بر گیرد.
این همان حلقه‌ای است که بسیاری از اقتصادهای نوظهور سال‌ها پیش به آن توجه کرده‌اند و امروز ثمره آن را در بازارهای آفریقایی برداشت می‌کنند.
آفریقا دیگر قاره‌ای دور از دسترس نیست؛ قاره‌ای است که آینده بخش مهمی از اقتصاد جهان در آن رقم خواهد خورد. پرسش اصلی این نیست که آیا ایران باید در آفریقا حضور داشته باشد یا خیر؛ این حضور یک ضرورت راهبردی است. پرسش واقعی این است که آیا با دانش، برنامه و شناخت وارد این میدان خواهیم شد یا با آزمون و خطا؟
نشست هم‌اندیشی همکاری‌های اقتصادی استان یزد با آفریقا می‌تواند بیش از یک رویداد اقتصادی باشد؛ می‌تواند نماد آغاز تغییری در نگاه ما به این قاره باشد. اگر این نشست بتواند توجه فعالان اقتصادی، دانشگاه‌ها، دستگاه‌های اجرایی و نهادهای سیاست‌گذار را به ضرورت «تولید دانش برای تجارت» جلب کند، شاید مهم‌ترین دستاورد آن نه امضای چند تفاهم‌نامه، بلکه شکل‌گیری نسلی از صادرکنندگان باشد که آفریقا را نه یک بازار ناشناخته، بلکه شریکی راهبردی برای آینده اقتصاد ایران می‌دانند.
- پژوهشگر اقتصادی حوزه آفریقا


نظرات شما