شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵

اقتصادی

واکنش وزیر دولت رئیسی به جمله «اثر جنگ با آمریکا بر تورم صفر بوده است» | آخرین خبر

واکنش وزیر دولت رئیسی به جمله «اثر جنگ با آمریکا بر تورم صفر بوده است» | آخرین خبر
خبر یزد - فارس/ عبدالملکی، وزیر دولت رئیسی یادداشتی را در توضیح جمله «اثر جنگ با آمریکا بر تورم صفر بوده است» منتشر کرد. حجت الله عبدالملکی، وزیر تعاون، کار و رفاه ...
  بزرگنمايي:

خبر یزد - فارس / عبدالملکی، وزیر دولت رئیسی یادداشتی را در توضیح جمله «اثر جنگ با آمریکا بر تورم صفر بوده است» منتشر کرد.
حجت الله عبدالملکی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی دولت شهید رئیسی نوشت: این روزها در خصوص اثرات اقتصادی جنگ رمضان صحبت های فراوانی مطرح می شود. یکی از اثراتی که گاهی توسط برخی مطرح می شود، اثر این جنگ بر تورم بوده است. اما ارزیابی های علمی نشان می دهد اثرات دو جنگ تحمیلی دوم و سوم (12 روزه و رمضان) در تورم سال گذشته و امسال صفر است.یک) عوامل اصلی تحریک کننده تورم در اقتصاد ایران عبارتند از:
1. کاهش ارزش پول ملی (افزایش نرخ ارز)،
2. افزایش قیمت حامل‌های انرژی (بخصوص سوخت)،
3. انتظارات تورمی (نااطمینانی از سیاست دولت)،
4. انحراف نقدینگی (به ویژه توسط بانک‌های خصوصی)،
5. تغییرات شدید قیمت های جهانی (مانند افزایش قیمت مواد غذایی در سال 1401 ناشی از جنگ اکراین)،
6. عادت تورمی (سالانه بین 8 تا 10 درصد).عوامل فرعی تورم که اثرات ناچیزی داشته و اگرچه اثر اندکی بر تورم دارند، اما بیشتر خود معلول تورم هستند نیز عبارتند از:
- دستمزد نیروی کار،
- هزینه تامین مالی (نرخ سود)،
- کسری بودجه دولت،
- خلق نقدینگی جدید و انحراف آن، دو) بررسی های علمی و میدانی نشان می دهد جنگ 12 روزه و جنگ رمضان، اثر تحریکی روی هیچکدام از عوامل فوق نداشته و لذا هیچ بخشی از تورم سال‌های 1404 و 1405 را نمی‌توان به این دو جنگ نسبت داد:
اولا) محرک اصلی تورم که نرخ ارز است، در طول دو دوره جنگ مذکور نه تنها افزایش نداشته است، بلکه طی شدیدترین مراحل این دو جنگ حتی کاهش هم داشته است:
• قیمت دلار طی جنگ 12 روزه از حدود 83 هزار و 500 تومان به زیر 83 هزار تومان کاهش یافته است؛
• قیمت دلار طی جنگ 40 روزه از حدود 161 هزار تومان به 155 هزار تومان کاهش یافته است؛ثانیا) قیمت حامل‌های انرژی نیز تحت تاثیر جنگ ثابت باقی ماند و به رغم اینکه دولت برنامه جدی برای افزایش قیمت سوخت داشت‌، شرایط جنگی سبب شد نسبت این اقدام عقب نشینی کند.
ثالثا) جنگ بر سایر عوامل تورم زا نیز اثر تحریک کننده نداشته است.حال ممکن است برخی عوامل زیر را به عنوان اثرات تورمی جنگ مطرح نمایند که پاسخ آنها بدین شرح است:
1. آیا جنگ با افزایش هزینه کشتی‌رانی، منجر به بروز تورم در اقتصاد ایران شده است؟در پاسخ باید گفت:
اولا) هزینه حمل و نقل دریایی در هزینه تولید کشور ناچیز است،
ثانیا) بارهای ایرانی عمدتا توسط کشتی های ایرانی حمل و با سوخت ایرانی حمل می شوند که قیمت آن افزایش نداشته است،
ثالثا) در این مدت تردد دریایی زیادی صورت نگرفته و واردات یا از طریق مرزهای زمینی بوده است. با توجه به پیش بینی جنگ، ذخائر کالاهای اساسی طی سال گذشته به شدت تغذیه شده و کالاهای مهم مورد نیاز کشور تا حد زیادی تامین شده است. لذا از این محل تورم جدیدی بر اقتصاد کشور تحمیل نشده است.
2. آیا جنگ با کاهش درآمدهای ارزی کشور، باعث افزایش قیمت ارز شده است؟
در پاسخ به این سوال باید گفت در اثر این جنگ، منابع ارزی کشور کاهش نداشته و شاید حتی شاهد افزایش نیز بوده باشد:
اولا) جنگ رمضان باعث افزایش قیمت نفت ایران در بازارهای جهانی تا 85 درصد شده است،
ثانیا) در طول جنگ 40 روزه صادرات نفت ایران هم در هفته‌های فقدان محاصره 50 درصد افزایش یافت، ثالثا) نفت ذخیره شده روی دریا نیز به طور کامل فروش رفته است. این سه مولفه به طور کلی درآمدهای نفتی این دوره را (بدون لحاظ محاصره) به سه برابر افزایش داده است.
با توجه به اینکه اطلاعات دقیق در خصوص وضعیت صادرات نفت در شرایط محاصره وجود نداشته و این محاصره صرفا در بخشی از این 170 روز فعال بوده است نمی توان انتظار داشت درآمد ارزی حاصل شده کمتر از میزان برنامه ریزی در بودجه بوده باشد. کاهش درآمد ارزی ناشی از کاهش صادرات فولاد و محصولات پتروشیمی نیز در این دوره چند ماهه به نسبت درآمدهای نفتی حاصل شده قابل ملاحظه نبوده است، ضمن اینکه دسترسی به منابع بلوکه شده در دست تراستی ها نیز فراهم شده است.
3. آیا جنگ باعث شوک عرضه شده است؟
پاسخ: خیر. اولا) موجودی کشور با توجه به پیش بینی جنگ در سال گذشته شارژ شده و در وضعیت بسیار خوبی قرار گرفته است، ثانیا) هیچ یک یا از مسئولین کشور در بخش های مختلف- که اعتقاد به اثرات تورمی جنگ دارند- ادعای کمبود کالا یا کاهش تامین کالا در بخش خود (صنعت، کشاورزی و ...) را مطرح نکرده و تاکید کرده‌اند کالا به اندازه کافی وجود دارد. کاهش تولید ناشی از آسیب به برخی واحدهای فولادی، پتروشیمی و ... نیز از طریق بازسازی بخشی از این واحدها، افزایش ظرفیت واحدهای دیگر و کاهش صادرات جبران شده است.
در جمع بندی می توان گفت این جنگ تا کنون منجر به هیچ شوکی در بخش عرضه نشده است.حال این سوال مطرح می شود که: پس علت گرانی‌های پارسال و امسال چیست؟
پاسخ در دو سیاست اشتباه دولت چهاردهم خلاصه می شود:
سیاست اول) رها کردن ارزش پول ملی: از دی‌ماه 1403 (شش ماه قبل از جنگ 12 روزه) تا تیرماه 1405، تورم نقطه به نقطه به صورت تقریبا دائمی و یکنواخت از 34.5 درصد به 87.9 درصد رسیده است. در همین دوره قیمت دلار در بازار آزاد از 76.200 تومان به 187.700 تومان افزایش یافته است.
این دو افزایش به صورت تقریبا همنوا اتفاق افتاده و جنگ اثری بر آنها نداشته است. همانطور که پیشتر گفته شد، نرخ رشد قیمت ارز در ایام جنگ حتی کاهشی بوده است. افزایش قیمت ارز تحت تاثیر سیاست ارزی دولت- مبنی بر آزادسازی نرخ ارز- اتفاق افتاده و همین عامل اصلی گرانی‎ها طی حدود 20 ماه گذشته بوده است.
سیاست دوم) عدم مداخله در بازار کالاهای اساسی و مهم: رها کردن نسبی بازار و اعلام بی اعتقادی نسبی به تنظیم بازار سبب احتکار و گرانفروشی در این دوره شده است. در واقع چه جنگ بوده باشد و چه نبوده باشد، رها بودن بازار منجر به افزایش نسبی قیمت ها در طول دوره فعالیت دولت چهاردهم بوده است.برآیند اثرات این دو جنگ علاوه بر اینکه منجر به افزایش تورم نشده، بلکه حتی از طریق کاهش نسبی نرخ ارز، کاهش قاچاق کالا، کاهش مصرف و تقاضای عمومی و به تاخیر انداختن برنامه بنزینی دولت، در خلاف جهت افزایش نرخ تورم عمل نموده است.


نظرات شما