خبر یزد - رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی گفت: باید از اقتصاد نفتی به سمت یک اقتصاد مردمی، تولیدگرا و ژئوپلیتیکی حرکت کنیم.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما به نقل از روابط عمومی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، بابک نگاهداری در خصوص پر رنگ شدن مبحث «رویای ملی» در ادبیات پژوهشی و سیاستگذاری این روزهای کشور و در میان انبوه مسائل اقتصادی، گفت: باید قبول کنیم که رویای ملی یک مفهوم فانتزی نیست؛ بلکه شالوده هر نظام حکمرانی پایدار و جهتدهنده قدرت ملی است. این موضوع به خصوص با توجه به شرایط جدید نظام بینالملل و بعد از این دو جنگی که ما داشتهایم؛ بیشتر خود را اثبات کرده است. در دنیا ایدههای جهانیشدن رو به افول رفته و اعتبارش را از دست داده است. در غیاب یک رویای معتبر، ما نه میتوانیم گذشته را درست روایت کنیم، نه حال را تحلیل کنیم و نه ارادهای برای تغییر آینده خواهیم داشت.
وی با بیان اینکه جامعه بیرویا، پیوندش را با زمان از دست میدهد و سیاستهایش به تصمیمات پراکنده و بیافق تنزل مییابد، توضیح داد: امروز هدف اصلی در جنگهای شناختی و ترکیبی، «رویازدایی» و تخریب اراده ملی ماست. بنابراین، ارائه تصویر روشنی از آینده، پیششرط قطعی برای ایجاد امید، بسیج منابع داخلی و تولید رضایت است؛ چرا که امید، خمیرمایه اصلی رویاست. تکثر و گاه تضاد جامعه امروز ایران در نگاه به آینده است و ضروریست در میان این چندگانگی فرهنگی به یک رویای مشترک برسیم. امروز آرمانشهر مشترک، کمتر در ادبیات روزمره ما دیده میشود.
رئیس مرکز پژوهش های مجلس قدم اول برای عبور از این وضعیت را ایجاد مفاهمه و به رسمیت شناختن یکدیگر از نظر فرهنگی دانست و خاطرنشان کرد: رویای ملی با دستور و بخشنامه ساخته نمیشود؛ بلکه باید زنده، تجربهپذیر و از بطن جامعه بجوشد. ما باید از مسیر گفتگوی مبتنی بر عقلانیت و معطوف به خیر عمومی، به یک وفاق برسیم. هنر اینجا زبان رویاست و مردم باید در قلب سیاستگذاریها قرار گیرند. در خصوص امکانپذیری این رویای ایرانی در شرایط فعلی کشور و با توجه به تنشهای بینالمللی نیز عرض میکنم که در سطح راهبردی ما باید از تقلیلگرایی در انتخاب میان «امنیت» و «پیشرفت» پرهیز کنیم. ما نیازمند ترکیب هوشمندانه این دو هستیم. امروز دیگر این دوگانهسازیهای پوچ، معنایی در واقعیت ندارد.
وی ادامه داد: در افق کوتاهمدت باید معماری تابآوری اقتصادی را بازطراحی کنیم و در افق بلندمدت، با تمرکز بر هوش مصنوعی، حکمرانی دادهمحور و بازتعریف جایگاه ژئواکونومیک ایران، راهبرد جهش قدرت را پیش بگیریم؛ به گونهای که واگرایی از ایران برای سایر بازیگران بینالمللی مشمول هزینههای سنگین و معنادار شود. البته در بعد داخلی هم ما باید به صورت اساسی از برخی وابستگی به مسیرهایی که توسعه ایران را به عقب رانده است؛ فاصله بگیریم. یکی از موانع اصلی کشور، دولت نفتی و اقتصاد مبتنی بر هیدروکربنیسم است که ذاتاً رویاگریز، غیرخلاق و مشارکتناپذیر است. این موضوع نه فقط در ایران، بلکه تقریباً در تمام کشورهایی است که اصطلاحاً اقتصاد نفتی دارند.
نگاهداری با تاکید بر اینکه باید از اقتصاد نفتی به سمت یک اقتصاد مردمی، تولیدگرا و ژئوپلیتیکی حرکت کنیم، تصریح کرد: کارویژه اصلی سیاستگذاری امروز، حصول رضایت برای مردم است. این مسیر میتواند رویای ملی ایرانیان را به شکل برجستهای بازآفرینی کند.