خبر یزد - تحلیلگر و کارشناس ارشد مسائل بینالملل با اشاره به استفاده آمریکا از پایگاههای منطقهای برای حمله به ایران گفت: کشورهای همسایه باید پیامدهای ناامنی را جدی بگیرند و مردم ایران با حضور بیش از ۲۰۰ روزه در خیابانها، تابآوری خود را نشان دادهاند.
تحلیلگر و کارشناس ارشد مسائل بینالملل با اشاره به استفاده آمریکا از پایگاههای منطقهای برای حمله به ایران گفت: کشورهای همسایه باید پیامدهای ناامنی را جدی بگیرند و مردم ایران با حضور بیش از ۲۰۰ روزه در خیابانها، تابآوری خود را نشان دادهاند.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، حمیدرضا آصفی در برنامه گفتگوی ویژه خبری، سخنرانی شجاعانه رئیس جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل و بازتاب گسترده این سخنرانی بر کشور و منطقه را تحلیل کرد. متن کامل این گفتوگو به شرح زیر است:
سؤال: اجازه دهید به نیابت از همه مردم ایران تشکر کنیم از سخنرانی شجاعانه و قدرتمندانه رئیس جمهور با یادآوری یاد رهبر شهیدمان و همچنین کودکان میناب و تشکر کنیم از دکتر پزشکیان بابت این سخنرانی شجاعانه و این صحبتهای ارزشمند که قاب دوبارهای را از اقتدار جمهوری اسلامی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل و در این سخنرانی تشریح کردند. در کنار صحبتهای امروز دکتر محسن رضایی؛ دبیر شورای عالی امنیت ملی که این دو قاب توأماً و در کنار هم دوباره صحنهای از قدرت، اقتدار، شجاعت و غیرت ایران را ترسیم کرد. برویم سراغ توصیف شما از آنچه اتفاق افتاد و تأثیر بر آنچه امروز دنیا از این دو سخنرانی دریافت کرد؟
آصفی: این دو صحبت بسیار مهم بود. نمیدانم طراحی شده بود که همزمان شود یا نه، ولی اگر طراحی شده بود، کار خوبی شده بود. یعنی همزمانی این دو صحبت؛ اهمیت و برد کار را بیشتر میکند. به نظرم فصل مشترک جدی داشت این هر دو صحبت و آن، نمایش اقتدار ایران و نمایش این بود که رودربایستی دیگر تمام شده و این نمایش این بود که به هر حال جمهوری اسلامی همچنان محکم ایستاده، رو به جلو حرکت میکند و دوران مماشات بیش از حد گذشته. به نظرم هم صحبتهای دکتر رضایی و هم رئیس جمهور از این منظر همپوشانی داشت. البته صحبتهای دکتر پزشکیان از مهمترین تریبون بینالمللی و جهانی مطرح شد و طبیعی است که بازتاب بسیار گسترده و اثرات بسیار مهمی برای کشور، منطقه و حتی برای دیگران داشته باشد.
کد ویدیو دانلود فیلم اصلی
سؤال: بر اساس سخنرانی آقای پزشکیان و محسن رضایی الان در چه مقطعی از جنگ هستیم؟ آیا بعد از این سخنرانیها، مرحله جدیدی پیش روی کشور قرار گرفت؟
آصفی: نمیتوانم بگویم مرحله جدیدی پیش روی کشور قرار گرفت. ما از اول انقلاب به انواع و طرق مختلف پای ما را در جنگ میکشاندند. از جنگ هشت ساله و ادامه آن. یعنی آمریکا هنوز در حسرت از دست دادن یک کشور بزرگ، مقتدر و مهم در منطقه هستند. از ابتدا این شرایط را داشتیم. در جنگ ۱۲ روزه که حمله کردند، ترامپ و خلبانها گفتند ۲۲ سال این را تمرین میکردیم و بعد مسئولین آمریکایی وقتی ترامپ در باتلاقی که خود درست کرده بود، غرق شد، گفتند حالا ترامپ میفهمی که چرا هفت رئیس جمهور به ایران حمله نکردند یعنی چه؟ یعنی آن هفت رئیس جمهور هم در ذهنشان این بوده که حمله کنند ولی این تبعات را احتمال میدادند و این کار را نکردند.
از اول انقلاب به خاطر زیادهخواهیهای طرف مقابل در این شرایط کم و بیش بودیم، منتها از جنگ ۱۲ روزه دشمنی آنها علنیتر شد و کینه آنها برای مردم بیشتر نمایان شد. جنگ ۱۲ روزه، آتشبس، جنگ رمضان؛ جنگ ۴۰ روزه، بعد نوع دیگر درگیری را داشتیم. بزرگترین آدمهای این کشور جان خود را از دست دادند؛ در رأس آن رهبر شهید. الان با توجه به یاوهگوییهای ترامپ و تهدیدهای خیلی چندشآور، لازم بود پاسخ بشنود. ۲۰ تا ۲۵ درصد سخنرانی رئیس جمهور؛ راجع به ایران بود. یعنی از صحبت ۳۰ دقیقهای، کمتر یا بیشتر، ۷ تا ۸ دقیقه آن راجع به ایران بود. این نشان میدهد که واقعاً موضوع ایران، ذهن او را خراب کرده. فکر میکنم شبها کابوس میبیند، با فکر ایران میخوابد و با فکر ایران از خواب میپرد، شرایط سختی دارد. نگاه نکنید به این قرطیبازیهایش که جلوی دوربین ادا و اطوار درمیآورد و ادا و اطوار مشمئزکنندهاش آدم را یاد بعضی حیوانات میاندازد؛ به اینها نگاه نکنید. این به لحاظ روحی واقعاً مشکل دارد، حالا این روانپریش بود، الان بدتر شده. بعد از صحبتها و تهدیدهایی که کرد، که باز در آن تهدیدها در همان ۲۰ دقیقه تا نیم ساعت صحبتی که کرد؛ مصاحبههایی که قبل داشت، تناقضات زیادی بود. لازم بود جواب داده شود و آقای پزشکیان در سخنرانی اش؛ خیلی جامع، دقیق و روی همان موضوع اصلی پاسخ دادند و انعکاس خوبی هم در دنیا داشته است. یکی از سخنرانیهای بسیار خوبی بود که خودم شخصاً در این ایام شنیدم.
کد ویدیو دانلود فیلم اصلی
سؤال: بخشی از صحبتهای دکتر پزشکیان که بسیار پربازدید و پربحث شده در دنیا؛ تصاویری هست که ایشان در حین سخنرانی استفاده کردند. جدا از عکس متبرک رهبر شهیدمان؛ عکس کودکان میناب و آن جنایتی که بر کودکان میناب در مدرسه شجره طیبه دشمن آمریکایی و صهیونیستی اعمال کرد. رئیس جمهور در سخنرانی خودشان در مجمع عمومی سازمان ملل، تعریف دیگری از دفاع را با بالا بردن تصاویر کودکان ارائه کردند؟
آصفی: رئیس جمهور روی چند موضوع صحبت و محوربندی کردند. سخنرانی خیلی دستهبندی شده بود، خوب بود. موضوعات مختلفی را در همان وقت کمی که بود، پوشش داد. این سخنرانی هم نمایش قدرت، توان و هم مظلومیت ما بود. ایشان شروع کردند عکس رهبر شهید را نشان دادند، بالأخره دنیا باید بداند چه اتفاقی افتاد، بعد به کودکان اشاره کردند. این موضوع کودکان دل همه را در دنیا لرزانده و بی علت نیست که سازمان ملل این را جنایت جنگی برشمردند. خود آمریکاییها هنوز جرأت ندارند بگویند ما این کار را کردیم، چون میدانند چه کار زشت و خبیثانهای بود. یکی این کار بود و دیگری ناو دنا بود که برای آموزشی رفتند که رئیس جمهور مسخره آمریکا گفت: چرا هشدار ندادید، نگفتید که چه هست؟ گفت: اینطور زدن این ناو، تفریح بیشتری داشت و لذتبخشتر بود. حیوانات این طور با همنوعان خودشان عمل نمیکنند. هم آن ناو، هم عروسی سیریک، هم کودکان میناب دنیا را لرزاند و به نظرم رئیس جمهور از نقطه خیلی خوبی عزیمت و موضوع را دنبال کردند.
سوال: برویم سراغ مهمترین محورهای ارتباط ایران با همسایگان چه در قبل از جنگ، چه در حین جنگ که الان در آن هستیم، چه حتی با تکیه بر صحبتهای امروز آقای دکتر رضایی و آقای دکتر پزشکیان هشدارهایی که صادر میشود برای ادامه این ماجرا؟
آصفی: جمهوری اسلامی ایران همیشه با همسایهها مهربان بوده، بر عکس رژیم گذشته. خاطرات علم را ببینید. قبل از انقلاب هم نوشته ربطی هم به انقلاب ندارد. قبل از انقلاب هم ایشان فوت کرد. رئیس دربار بود و نزدیکترین آدم به شاه. گفتوگوهایی که با شاه داشته و گفتوگوهایی که شاه با دیگران داشته، همه تحقیر کشورهای عربی بوده، اصلا عجیب است یعنی یک عرب اگر آن خاطرات را بخواند فکر میکنم از خشم لبش را بگزد. بعد از انقلاب داستان جور دیگری شد. ما منادی همکاری با کشورهای همسایه بودیم. به علت این که آنها را مسلمان میدانیم ما خودمان را مسلمان میدانیم. اسلام به همسایه سفارش کرده. جنگی را هم در منطقه شروع نکردیم. جنگی که علیه ما شروع شد توسط صدام، تقریبا قریب به اتفاق کشورها رفتند پشت آن، ولی ما جنگ را بین خودمان و رژیم بعث محدود کردیم، نگذاشتیم گسترش پیدا کند. حتی وقتی صدام به کویت که از بیشترین حامیان صدام بود در جنگ با ما، حمله کرد ما محکوم کردیم. در کنار مردم کویت ایستادیم. آوارهها را پذیرفتیم. دریافتیم داستانی بود.
از سوی ما همیشه دست مهربانی به سوی همسایگان دراز شده، انتظار داریم کشورهای همسایه این را قدر بدانند و پاس بدارند. متاسفانه پایگاههایی که در این کشورها بود عملا در خدمت رژیم صهیونیستی و آمریکا بود و آمریکا با سواستفاده از این پایگاهها آن جنایات را مرتکب شد اگر آن پایگاهها این جا نبود که شرایط خیلی بیشتر به نفع ما فرق میکرد. در این شرایط که آمریکا تهدید کرده، البته یاوه میگوید، مضخرف میگوید، خیلی نباید به آن توجه کرد. گفته: محو میکنم، مگر تمدن چند هزار ساله محو میشود؟ دیدم رئیس جمهور فرانسه صحبت کرده که با بمب و حملات نظامی، تمدن هیچ کشوری سرنگون نمیشود. حالا آنها شجاعت ندارند صریح بگویند این شکلی میگویند ولی منظورش معلوم است در چه موردی است. وقتی او این طور حرف میزند الازم است اتمام حجت کنیم. جمله خوبی گفت آقای پزشکیان. ایشان گفتند یا همه در امنیت زندگی میکنیم یا همه ناامنی را با هم تحمل میکنیم. این جمله خیلی به دل من نشست. اگر ناامنی را همه با هم تحمل کنیم، آن وقت میبینیم کی تاب آوری اش بیشتر است. مردم ما که نشان دادند چطور هستند. یک محور دیگر ایشان که کلیدی بود، این که بیش از ۲۰۰ روز است مردم در خیابانها هستند.
کد ویدیو دانلود فیلم اصلی
یکی از ارگانهای اطلاعاتی و امنیتی در برآوردش که دقیق هم هست، گفته بود: چسبندگی علایق مردم به نظام، حاکمیت، ایران، جمهوری اسلامی، در مقایسه با یک سال گذشته، ۱۵ درصد افزایش پیدا کرده. یعنی چه؟ یعنی این جنگ ماهیت آمریکاییها را برای ایرانیها واضحتر کرده و نشان داد مردم چطور پشت کشورشان و پشت آب و خاک شان میایستند. ربطی هم به مسلمان و زرتشتی و مسیحی ندارد. آقای پزشکیان روی این موضوع هم اشاره داشتند که مردم بیش از ۲۰۰ روز درخیابان بودند این نقطه قوت ما بود کما این که آقای رضایی هم نکتهای را گفتند که اگر قرار باشد این جا هواپیمایی نیاید، هواپیمای ما هم نیاید برود. این که نمیشود، آدم در ساختمان شیشهای بنشیند به همسایه سنگ پرتاب کند. کسی که در ساختمان شیشهای است که سنگ پرتاب نمیکند یک کم باید بیشتر مراقب باشد. از این حیث هر دو سخنرانی بسیار قوی بود.
نکته دیگری در مورد فرمایشات آقای رئیس جمهور. ایشان در خصوص رِژیم صهیونیستی حق مطلب را ادا کردند و کار بسیار خوبی بود که در این آشفته بازار هرج و مرج و بی نظمی جهانی رژیم صهیونیستی به جنایتهای خودش ادامه ندهد. حق مطلب ادا شد. فکر میکنم اگر مذاکراتی بین ما و طرف مقابل در ادامه اسلام آباد صورت بگیرد، یکی از محورهایی که حتما رژیم صهیونیستی است. نمیشود به جمهوری اسلامی بگویند تو سلاح هستهای نداشته باش. البته ما نمیخواهیم داشته باشیم. فتوای رهبری است و روشن است. به قول رهبر شهید فرمودند ما نمیخواهیم سلاح هستهای داشته باشیم. نه بخاطر این که امر خوشش میآید یا زید، آمریکا خوشش میآید یا فلان کشور یا بدش میآید. این در دکترین دفاعی ما نیست. ما این را نمیپسندیم. ما این فتوا را داریم. نمیشود که به ایران بگویید که حتی انرژی صلح آمیز هستهای نداشته باش ولی رژیم صهیونیستی چند صد کلاهک هستهای داشته باشد. این گزاره باید در صحبتهای ما و طرفهای مقابل تزریق شود که شما راجع به انرژی هستهای و فعالیتهای هستهای ما میگویید، اسرائیل این جا، کجا قرار دارد؟
باید در مذاکرات با طرفهای مقابل روی آن بحث کنیم و رها نکنیم. یعنی جملهای نگوییم، رها نکنیم، مدام ادامه بدهیم و آن این که اگر بخواهید مشکل در منطقه، بحران در منطقه، چالش در منطقه، جنگ و خونریزی در منطقه از بین برود به مشکل اصلی بپردازید. مشکل اصلی کیست؟ جز رژیم صهیونیستی است؟ با سوریه بعد از بشار چه کار کردند؟ با لبنان دارند چه کار میکنند؟ با فلسطین دارند چه کار میکنند؟ با کشورهای دیگر. اعتقاد دارم با تاکید بیشتر و سماجت و پیگیری بیشتری این را باید در دستور کار قرار دهیم.
سوال: بخشی از صحبتهای دکتر رضایی راجع به هفت شرط جمهوری اسلامی ایران برای بازگشایی تنگه هرمز بود. اعلام کردند تا طرف مقابل این شروط را نپذیرد مذاکره نخواهیم کرد. ارزیابی شما از این موضع چیست؟ آیا میتوانیم بگوییم این موضع یک اهرم سیاسی و دیپلماتیک است؟ و با توجه به این که دشمن ما دشمن بدعهدی است و این بدعهدی در مقاطع مختلف زمانی به ما ثابت شده، در موضوعات مختلف نزدیکترین آن تفاهم اسلام آباد است.
آصفی: من اینها را بعنوان اهرم نمیبینم. اینها وظیفه طرف مقابل است که انجام دهد، اهرم نیست. شما تفاهمنامه امضا کردید در اسلام آباد حالا بگذریم که این فرد اینقدر وقیح است که میگوید آن تفاهمنامه به اندازه قیمت کاغذ هم ارزش نداشت. البته همان موقع به دوستان هم گفتم، چون او نمیخواهد عمل کند اینها را امضا کرد. از زمان قبل از برجام گفتم: امضای توافق با آمریکاییها آسانتر از اجرای آن است. امضایش یعنی رسیدن به توافق، راحتتر از اجرای آن است. چون اجرا نمیکند به قول شما بدعهد است. او در اسلام آباد زیر فشار جدی بود شرایط کاملا به نفع ما بود میخواست خودش را از آن شرایط بیرون بیاورد. البته کاری که دوستان دیپلمات ما و آقای قالیباف کردند ارزنده و ستودنی بود. این چیزی را از این طرف نفی نمیکند. دوستان ما، آنها نمایندگان کشور ما هستند، حالا چه آن که در وزارت خارجه است چه آن که بیرون وزارت خارجه است، نهایت تلاش را کردند که به آن تفاهمنامه خوب که جزء یکی از بهترین یادداشتهای تفاهم بود برسند. آقای محترم یا آقای نامحترم، تو به امضای خودت ارزش و اعتبار قائل نیستی. تقصیر ما چیست؟ آن چیزهایی که آقای رضایی گفتند هفت شرط، سخنگوی وزارت خارجه و وزیر خارجه هم گفته. دیدم آقای قالیباف هم اشاره کردند. این وظیفه شماست باید عمل کنید اینها همه در آن یادداشت تفاهم بوده. فرمایش آقایان این است که اگر قرار است کاری شود تو اول، آن چکی که دادی را نقد کن، بعد بنشینیم راجع به قسط بعدی صحبت کنیم.
سوال: اقدامات الزام آور برای طرف مقابل که به حکم تضمین باشد، میشود پیش بینی کرد؟ با توجه به پیشینه و سابقه او؟
آصفی: آمریکاییها دیگر الزامات بین المللی اصلا برایشان مهم نیست. یکی از دیپلماتهای غربی به من میگفت: این آمریکاییها از برجام بیرون آمدند فقط با شما نیستند اینها هیچ چیز را به رسمیت نمیشناسند و معاهده پاریس را گفت و چه و چه، بیرون میآیند. گفتم خوش به حال شما که این را میبینید و هیچ نمیگویید. آمریکاییها دیگر به تعهدات بین المللی پایبند نیستند.
سوال: پس چگونه میشود با او وارد مذاکره شد؟
آصفی: خودش میگوید منطق من، منطق قدرت است و بعد این را تسری داده میگوید برای این که دیپلماسی برود جلو؛ تهدید، تحریم، اعمال زور. این که میشود قانون جنگل. قانون جنگل هم به این خرابی نیست. وقتی طرف این طوری است، شما دیگر نباید دلت را خوش کنی به این امضاها. البته باید بکنی نمیگویم نباید بکنی. نفی نمیکنم آن را. بالاخره دیپلماسی کارش این است که مذاکره کند هر جنگی هم بالاخره با یک گفتوگو تمام میشود. انشاالله روزی که ما بر آمریکا هم پیروز شویم بالاخره با گفتوگو باید سند شکست خوردنش را بپذیرد. دیپلماسی همیشه هست، باید هم باشد، در این شکی نیست. چون طرف این طور میبیند، شما باید اهرم قدرت، میدان و موشک را داشته باشی. توانت را باید بالا ببری. پشتوانه مردمی داشته باشی. اینها برای شما تضمین میشود وگرنه شما دلت خوش باشد که او با شما به یک جایی میرسد.
اگر از من بپرسید بزرگترین تضمین چیست؟ میگویم دو عامل مهمترین است: ۱- پشتوانه مردمی ۲- توان بالای دفاعی. حالا موضوعات اقتصادی و فرهنگی ذیل اینها تعریف میشود. اینهاست که به شما تضمین میدهد وگرنه طرف میگوید بیایید، من این تفاهم را میکنم، چهار روز دیگر.... چرا راه دور میروید، چرا آمریکا را میگویید، صدام روزی که احساس کرد ما ضعیف شدیم، معاهده ۷۵ را پاره کرد. اول انقلاب او فکر کرد ما ضعیف شدیم. درست هم فکر کرده بود. ارتش از هم پاشیده بود، بسیج و سپاه نداشتیم، شرایط خاص بود. ارتش هم بالأخره اول انقلاب بود. آن بینوا درست فکر کرده بود، ولی بعد از آن را نخوانده بود که اینجا رهبری مثل امام است. خیلی سریع کشور را بسیج میکند، عهدنامه و قرارداد الجزایر را پاره کرد. گفت: آن موقع من ضعیف بودم امضا کردم، حالا قوی هستم، چیز بهتری میخواهم. صدام این کار را کرد. ترامپ که فکر میکند فرعون زمانه است. با این طور افراد باید مذاکره کنی. سند محکم باید ببینی. تا جایی که میتوانی در سند، ضمانت پیشبینی کن، اگرچه قابل اتکا نیست، ولی شما پیش بینی کن، باید پیشبینی کنی، ولی آن کسی که واقعاً کشور را میتواند ضامن شود؛ مردم، توان دفاعی و بنیه اقتصادی است. اینها میشود بهترین ضمانت. یعنی آمریکا اگر بداند که تو را بزند بیشتر کتک میخورد، آن وقت ناچار میشود دست و پای خود را جمع کند.
کد ویدیو دانلود فیلم اصلی
سؤال: چیزی که در جنگ ۴۰ روزه تقریباً به آن جامه عمل پوشیدیم؛ یعنی عملیاتی کردن تهدیدها و هشدارهایی که ایران صادر میکند؟
آصفی: دقیقاً. یعنی آمریکاییها بهخصوص این تیم فعلی فکر میکردند جمهوری اسلامی ضعیف است. همینطور حرف میزند، توان ندارد. وقتی رهبر شهید ما فرمودند که این بار اگر جنگ شود، منطقهای خواهد بود، آنها نفهمیدند این کلام چیست. وقتی رهبری فرمودند این بار مردم مبعوث میشوند، آنها که نفهمیدند هیچ، از شما پنهان نباشد، امثال من هم نفهمیدیم چه میگویند. حالا معلوم شد مردم مبعوث میشوند یعنی چه؟ اینها هم فهمیدند، لذا برای اقدام چند بار فکر میکنند.
به همین علت است که از صبح تا شب ترامپ دیگر از حالت جنگ روانی خارج شده. فکر نکنید دارد جنگ روانی میکند. نه این طور نیست. اصلاً دماغش از بین رفته، استیصال برداشته و روانپریش شده. صبح یک چیزی، ظهر یک چیزی و نصف شب یک چیزی میگوید. برای این که کابوس شده برای او، هر جایی رفته، جلوی او همین جلسهای که با بعضی از همین کشورهای عربی داشت؛ آدم دلش میسوزد، همه داشتند در کرنش کردن سبقت میگرفتند، حالا دیده کشوری آمده با ۹۰ میلیون حالا نسبت به خودش کوچک هستیم، با وسعت خیلی کمتر، با امکانات مادی کمتر، این طور به دهانش میزند، حق دارد کلافه شود.
سؤال: آقای رضایی امروز صحبت کردند از دیپلماسی جدید، میتوانیم بگوییم این دیپلماسی جدیدی که ایشان اشاره کردند، به نوعی ناظر بر این گزینههاست؟
آصفی: بله، اگر اشتباه نکرده باشم در انتقال موضوع، ایشان گفتند مثلاً تنگه هرمز یکی از این مؤلفههای دیپلماسی جدید است.
سؤال: و حتی اشاره کردند ایران به قبل از تفاهم اسلامآباد.
آصفی: وقتی بخواهیم ترجمه کنیم این صحبتها را، این صحبتها را در فرمایشات رهبری؛ حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای هم دیدیم، خدا حفظشان کند. دیپلماسی ما الان بیشتر متمرکز بر توان و قدرت است. یعنی از آن قدرت نرمافزاری یک مقدار نمیخواهم بگویم فاصله گرفته، این طور بگویم؛ علاوه بر آن حالت نرمافزاری، حالتهای سختافزاری را هم به آن اضافه کرده؛ این میشود دیپلماسی جدید. الان دیپلماسی خود آمریکاییها چطور است؟ زور است. اینها با کشورهای دیگر چه کردند؟ ما البته معتقد به استفاده از زور نیستیم، منتها جایی که زورگوها، حقوق ما را پایمال میکنند، دیگر ناچاریم زور را به دیپلماسی اضافه کنیم. جان کلام ایشان؛ همین بود و صحبتهایی هم که میکردند و همان طور صحبتهایی که آقای پزشکیان میکردند، خیلی پیامشان روشن بود. پولتیکو که روزنامه معتبر آمریکایی است گفت: صحبتهای رئیس جمهور پزشکیان، سختگیرانه، محکم و غیرقابل انعطاف بود. یعنی پیام منتقل شده. سختگیرانه است و این آن چیزی است که آنها میبینند.
سؤال: دشمنی که به اهداف ترسیمی خود در ۹ اسفند نرسیده و در میانه جنگ هم فراز و فرودهای فراوانی را در ترسیم اهداف خود داشت و باز به آنها نرسید، برای برونرفت از جنگی که آغاز کرده و یکی از شعارهای انتخاباتیاش این بود که من پروندههای باز جنگی و جنگها را میبندم، الان برای برونرفت از این شرایط چه خواهد کرد؟ چه سناریوهایی محتمل است؟
آصفی: نمیدانم. من معلمی در دوره دبیرستان داشتم، از او سؤال سختی میپرسیدم میگفت این سؤال خوبی است ولی جواب را من نمیدانم؛ خیلی معلم خوبی بود، سرهمبندی نمیکرد، سر ما را شیره بمالد. گفت: سؤال خوبی است، جوابش را نمیدانم، حالا سؤال شما سؤال خوبی است، جوابش را نمیدانم. به خاطر این که من جزو تیم مشورتی ایشان نیستم. اگر عقل بر او حاکم باشد، باید همین جا تمام کند و بیرون برود. همان طور که جنگ افغانستان را نیمهکاره رها کردند. مگر افغانستان چگونه شد؟ وسایلشان را هم گذاشتند. جنگ ویتنام را هم نیمهکاره تمام کردند. آمریکا در هیچ کدام از این جنگها موفق نشد. حالا جنگ گسترده شروع کند، که دست او نیست، این طرف آن را گستردهتر میکند؛ لذا این به مصلحتش نیست. به همین علت مشاورانش هم این را به او گفتند.
چند حالت میشود دید: یکی این که همین جا رها کند و برود، با شخصیتش یک خرده بعید است، چون نمیخواهد بیشتر از این؛ سبک، کِنِف و بیآبرو شود. یکی یک حرکت محدود کند، یک جایی را بزند و بعد اعلام پیروزی کند، که این دست او نیست، این طرف قضیه هم هست و صابون ما به تنش خورده. بالأخره این کشور مثل کشورهای دیگر نیست که بعد بگوید آخرین شلیک را من میکنم، بعد به قول خودشان؛ پرونده بسته شد و تمام. اینجا آنشکلی نیست، لذا این هم گزینه مطلوبی برای او نیست. فعلاً او روی محاصره اقتصادی قمار کرده که به نظرم اینجاست که ما به عنوان جمهوری اسلامی، باید این محاصره را بشکنیم، حالا چطور؟ باید آنهایی که دستشان در کار است بدانند، باید در این شرایط راههای دیگری را برای کارمان و نفتمان پیدا کنیم. البته راجع به کالاها مشکل نداریم، چون مرزهای زمینی زیاد داریم. بالا دریای خزر را داریم، خیلی مشکلی نیست، ولی در مورد نفت و انرژی، با زور میشود محاصره را شکست. تمهیدات دیگری باید کرد. او فعلاً روی محاصره سرمایهگذاری کرده، جنگ گسترده را هم همه مشاورانش به او هشدار دادند که اصلاً صحبتش را نکن، لذا بهخصوص اگر این انتخابات را ببازد که فعلاً آمار این را میگوید، حالا باید دید که چه میشود؟ اگر انتخابات را ببازد، آن وقت ممکن است چیزی هم برای از دست دادن نداشته باشد، دیوانهتر و لجامگسیختهتر عمل کند. به نظرم اینها گزینههایی است که وجود دارد. عقل این را میگوید که ما باید برای بدترین گزینهها آماده باشیم و خیلی هم به جنگ روانی او توجه نکنیم. ما باید برنامه خود را داشته باشیم که انشاءالله چگونه این کشور را با همه هزینههایی که دادیم سر سلامت از این بحران فعلی که بسیار هم خوشبین هستم، بیرون ببریم؛ یعنی جای نگرانی ندارم.
کد ویدیو دانلود فیلم اصلی
سؤال: راجع به تنگه هرمز بسیار دست و پا میزند؛ چیزی که جزو اهدافش نبود و البته الان برای بازگشایی آن بسیار هم اقدامات سرکشانه و هم اقداماتی ناشی از استیصال و سردرگمی انجام میدهد؟
آصفی: درست است. به خاطر این که ما ابزاری داشتیم که از آن استفاده نکرده بودیم، حالا این در دستور کار آمد. او این را فهمیده، مهم نیست تنگه هرمز یک روزی باز شود یا باز نشود؟ آن فرع قضیه است، الان طرف مقابل فهمید که جمهوری اسلامی هر وقت بخواهد میتواند ببندد؛ یعنی باز شدنش خیلی مهم نیست. حالا روزی ما مینشینیم تفاهم میکنیم، حق خودمان را میگیریم و حقوق خود را استیفاء میکنیم، تنگه هرمز هم به روال عادی برمیگردد؛ این که روشن است، بعد از مدتی؛ حالا یا یک روز یا چند ماه، آن را نمیدانیم، این خیلی سؤال نیست. موضوع این است که طرف فهمید جمهوری اسلامی میتواند هر لحظه بخواهد ببندد، این است که ذهن آنها را بیشتر به هم ریخته است.