خبر یزد - ایران صدا/ مجتبی کیسهی قرصهای زهرا را دستش داد و نشست پشت فرمان. پشت چـراغ قرمـز ایستاده بودند که سرش را انداخت پایین و گفت: «زهرا، اگه تو نبودی، من اینجا نبودم. خدا شاهده چقدر میخوامت. چقدر دلم گرمِ بودن توست.»
نویسنده: آزاده جهان احمدی
راوی: مریم سیگارودی