خبر یزد - ۲۶ خرداد ۱۴۰۴، رژیم صهیونی با موشک به ساختمان شیشه ای رسانه ملی حمله کرد؛ نه برای تخریب شیشه ها، بلکه برای خاموش ساختن صدای حقیقت. اما این صدا با مقاومت ایرانیان، زنده تر از همیشه ماند.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، عصر روز دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۴، هنگامی که گوینده شبکه خبر در حال اجرای زنده برنامه بود، رژیم صهیونی ساختمان شیشهای سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران را هدف موشکهای خود قرار داد. این اقدام را نباید یک عملیات نظامی قلمداد کرد؛ این موضوع پرده از یک حقیقت آشکار برمیدارد؛ رژیم صهیونی و آمریکا به عنوان حامی اصلی آن، با صدای حقیقت و فریاد حقانیت ملتها در ستیزند.
در نگاه آنان، رسانهای که روایتگر مقاومت باشد و تصویری واقعی از میدان نبرد مخابره کند، هدفی راهبردی و خطرناکتر از اهداف نظامی تلقی میشود. این رویداد نشان میدهد انگیزه پشت پرده آن صرفاً تضعیف زیرساختهای ارتباطاتی کشور ایران نیست، بلکه خاموش کردن صدای ملت ایران است؛ ملتی که توانست در جنگ روانی پیچیده دشمن نیز قد علم کند و نقشههای آنان برای ساخت روایتهای جعلی نقش بر آب نماید.
در روزهای منتهی به این حادثه، صدا و سیما با پوشش گسترده و لحظهای اخبار از یک سو و خنثی سازی پروپاگاندای دشمن از سوی دیگر، یکی از ارکان اصلی جبهه جنگ شناختی ایران و مهمترین سنگر جنگ روایتها به شمار میرفت. محاسبات رژیم صهیونی بر این بود که با تخریب این پایگاه، آنتن زنده از کار افتاده و فضای رسانهای کشور به دست شبکههای معاند خواهد افتاد، اما در کمال ناباوری، پخش تنها چند دقیقه با اختلال رو به رو شد و سپس برنامهها از استودیوی جایگزین ادامه یافت.
دشمنی رژیم صهیونی با رسانههای مستقل و حقیقت جو، ریشه در ذات اشغالگری و توسعه طلبی آن دارد. این رژیم برای توجیه جنایات مستمر خود به فضایی از ابهام و تحریف نیاز دارد. رسانههای حق طلب که فریاد مظلومان را به گوش جهانیان میرسانند، بزرگترین مانع در برابر پروژههای عملیات روانی این رژیم هستند.
بررسی پیشینه حملات این رژیم به رسانهها نشان میدهد، این روش، یک الگوی تکرارشونده از واکنش صهیونیستها به صدای حقیقت است. به عنوان نمونه بمباران ساختمان اصلی شبکه المنار وابسته به حزب الله لبنان در جنگ ۳۳ روزه سال ۲۰۰۶ و همچنین بمباران دوباره دفتر مرکزی آن در سال ۲۰۲۴، حمله موشکی به ساختمان شبکه تلویزیونی الاقصی در غرب غزه در سال ۲۰۱۸، هدف قرار دادن برج ۱۳ طبقه «جلا» که محل استقرار دفتر شبکه الجزیره و خبرگزاری آسوشیتد پرس در نوار غزه بود، و حمله به ساختمان شیشهای سازمان صدا و سیما، تنها بخشی از تلاشهای رژیم صهیونی برای به سکوت وادار کردن رسانه هاست. آنها حتی به رسانه آمریکایی آسوشیتد پرس - که جهت گیری آن همان جهت گیری رسانههای جریان اصلی غرب است- نیز رحم نکرده بودند. یورونیوز به نقل از مدیر این خبرگزاری آمریکایی گفته بود این حمله او را بهت زده و وحشت زده ساخته بود. شبکه الجزیره نیز این حمله را اقدامی وحشیانه برای هدف قرار دادن جان خبرنگاران و ممانعت از افشای واقعیت خواند.
رژیم اشغالگر قدس تنها به این حملات بسنده نکرده است. او خبرنگارانی که برای پوشش خبری مظلومیت مردم فلسطین و لبنان و جنایتهای ضد انسانی این رژیم، به این نقاط سفر کردهاند، به صورت هدفمند ترور میکند. از هنگام آغاز عملیات طوفان الاقصی و شروع نسل کشی صهیونیستها در غزه، تعداد خبرنگاران شهید در یک روند توقف ناپذیر، رو به افزایش است. همچنان که چند روز قبل شاهد شهادت حسام زیدان، خبرنگار ارشد العالم بودیم، روز گذشته نیز هادی حطیط خبرنگار پرس تی وی در جنوب لبنان هدف حمله پهپادی رژیم صهیونی قرار گرفت که منجر به جراحت او شد؛ بنابراین این حملات نشان میدهد که رژیم صهیونی همواره رسانهها و صداهای مستقل را تهدیدی برای روایت پردازیهای دروغین خود میداند. البته راهبرد رسانهای این رژیم برای کنترل روایت ها، صرفا حذف فیزیکی رسانهها و خبرنگاران مستقل نیست، بلکه در سوی دیگر میدان با اجیر کردن خبرنگاران وابسته، تلاش میکند شبکهای از رسانههای همسو با خود ایجاد و از این طریق افکار عمومی را کنترل کند؛ شبکههایی که در خارج از مرزهای ایران مستقر بوده و به زبان فارسی، اما علیه منافع ملت ایران سخن میگویند و سیاستهای خصمانه غرب علیه ایران را تشویق میکنند، نمونه روشنی از این رسانههای وابسته به شمار میروند.
در نهایت جنایت ۲۶ خرداد ماه، تصویر روشنی از ماهیت تقابل امروز را ترسیم میکند؛ جنگی که در آن، رسانه به اندازه میدان نبرد، حیاتی و راهبردی است. دشمن به خوبی دریافته که تا وقتی رسانهای توانمند، عقلانی و مردمی، روایت مقاومت را بازتاب میدهد، راه به جایی نخواهد برد. رژیم اشغالگر تصور میکرد با حمله به صدا و سیما، میتواند با از بین بردن مرجعیت خبری در ایران و ایجاد سکوت رسانهای اهداف خود در جنگ روانی را پی گیری کند؛ اما طبق معمول دچار خطای محاسباتی شده بود. برخلاف انتظار صهیونیست ها، این حمله نه تنها ترس و وحشت ایجاد نکرد، بلکه موجب تقویت همبستگی ملی ایرانیان و افزایش حمایتهای داخلی و خارجی از سازمان شد.
این حمله نشان داد که رژیم صهیونی حتی به تاسیسات غیرنظامی نیز رحم نمیکند و این موضوع به ابزاری برای افشای چهره واقعی صهیونیسم تبدیل شد. در جنگ تحمیلی سوم نیز الگوی حمله به مراکز غیر نظامی از سوی آمریکا تکرار شد؛ بمباران مدرسه میناب، دادگستری لارستان، ورزشگاهی در شهر لامرد و حمله به زیرساختهایی مانند شبکههای آب و برق، پالایشگاه ها، نیروگاهها و حمله مجدد به رسانه ملی تنها نمونهای از حمله به مراکز غیر نظامی به شمار میروند. آنها که نتوانستند در میدان نظامی، ایران را به زانو درآورند، با حمله به مراکز غیرنظامی تلاش کردند جهموری اسلامی ایران را تحت فشار قرار دهند و در عین حال دستاوردهایی دروغین با برچسب پیروزی، به افکار عمومی قالب کنند.
حمله به ساختمان شیشهای سازمان صدا و سیما، حمله به نماد حقیقت و روایت گری مقاومت بود. ویران کردن این ساختمان، نشانه ورشکستگی مطلق آنها در جنگ روایتها بود. آنها تلاش کردند با بمب، سکوت را بر مردم تحمیل کنند، اما ملتی که مقاومت با تمام پوست و گوشت او عجین شده، هیچ گاه در مقابل ظالم سکوت نمیکند؛ بیش از ۴۷ سال پایداری مردم ایران در برابر استکبار جهانی، صادقترین شاهد بر این مدعاست.
نویسنده: عباس کریمیان