خبر یزد - رئیس مجلس شورای اسلامی گفت: ایران در مذاکره، روشی مبتنی بر عقلانیت و اقتدار را پیش میبرد که در آن نه از وادادگی خبری است و نه از شعارزدگی، مسیری که لباس پیروزی را بر تن این ملت میپوشاند.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، آقای محمد باقر قالیباف در گفتگو با شبکه خبر، در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه تفاوت این دور از مذاکره با مذاکره های قبل چیست، گفت: این موضوع ابعاد گستردهای دارد اگر بخواهیم تفاوت آنها را اشاره کنیم، ما از سابقهای که از مذاکرات داریم شاید ما بعد از انقلاب را بخواهیم اشاره کنیم، تجربه مذاکراتی و مذاکره در رابطه با جنگ ایران و عراق باشد و بحث مذاکراتی که منجر به قطعنامه ۵۹۸ شد.
قالیباف: ابعاد این دوره از مذاکرات از این جهت متفاوت است که خود حادثه، حادثهای بسیار بزرگ است، درست است که ما به عنوان یک کشور در منطقه هستیم و ممکن است صحنه درگیری، منطقهای باشد، اما واقعیت این است که این حادثه کاملاً تاثیرات جهانی دارد و آثار آن را میبینیم.این جنگ از جهت جغرافیای سیاسی، یک جنگ بینالمللی با تاثیرات بینالمللی است. از جهت موضوعی نیز، در حین اینکه یک جنگ نظامیِ تحمیلشده به ماست، قدرت اول نظامی، سیاسی و اقتصادی دنیا در کنار رژیم صهیونیستی که یکی از قدرتهای هستهای و نظامی موثر در منطقه با آخرین تکنولوژیها است در مقابل ما قرار گرفتند. در حقیقت، دو نماد با دو رویکرد متفاوت در این جنگ مقابل هم قرار گرفتهاند؛ از یک سو یک روحیه و رویکرد استکباری و از سوی دیگر رویکرد توحیدی این در حقیقت یک جبهه حق و باطل است که به تمام معنا شکل گرفته و وارد جنگ شده است ما در حوزه نظامی مقابل آمریکا و رژیم صهیونیستی پیروز شدیم و اجازه ندادیم دشمنان به هیچیک از ۹ هدف خود دست یابند، این جنگ، ابعاد مختلف را دقیقاً نشان داد.
در دوران دفاع مقدس، مردم حضور داشتند اما نقش آنها عمدتاً پشتیبانی بود؛ کمکهای مادی میکردند و فضای جنگ و جبهه در محیطهای جغرافیاییِ محدودِ جبهه و پشت جبهه بود و کشور خیلی تحت تأثیر این موضوع نبود. اما امروز چهار میدان داریم: میدان اول، میدان نظامی است که نیروهای مسلح ما با شجاعت و ایثارگریِ بالا، جلودار آن هستند میدان دیگر، میدانِ خیابان است؛ از آن شب حادثه که سحرگاه ماه مبارک رمضان بود، مردم پای میدان بودند؛ در شهر و روستا. به تعبیر مقام معظم رهبری در ۲۸ بهمن (کمتر از ۱۱ روز به شهادتشان)، فرمودند: اگر ما هم نباشیم شما ملت مبعوث شده هستید؛ این خودش یک میدان است که هنوز هم ادامه دارد یک میدان دیگر، میدان دیپلماسی ماست و میدان دیگر ما، میدان خدمت است. این چهار میدان، بهطور دقیق با یکدیگر پاسکاری میکنند. از آغاز انقلاب تا به امروز، شاید شباهتهایی در پیروزی انقلاب با نوع دیگری از چنین حضور موثری وجود داشت، اما این حضور کنونی، بینظیر است و این چهار میدان با همدیگر به طور دقیق و به قول امروزیها دقیق دارند با همدیگر پاس کاری میکنند. یعنی آن کسی که در بک ایستاده است دارد چطوری مأموریت اش را انجام میدهد، آن کسی که در خط هاف بک ایستاده است میداند چه کار کند، آنکه در نوک حمله است و به وقت این پاس کاری انجام میشود.
از من سؤال کنید تفاوت کجاست میگویم امروز به گونهای است که این چهار جبهه و این چهار میدان مؤثر با هم دنبال میکنند، یک پرچم که پرچم مبارزه با زور و ستم و رفتار خشونت باری که رژیم استکباری آمریکا و رژیم جنایتکار انجام دادند این پرچم حالا من توضیح میدهم در هر لحظهای و در هر روز و در هر هفته در دست یکی از این میادین هست و در حقیقت اینها باهم دارند یه لباس را میدوزند و اون لباس، لباس زیبنده پیروزی بر تیم ایران اسلامی است و افتخار این ملت من سراغ ندارم که چنین هماهنگی باشد و این همه نشئت درگرفته از این است که انسجام وجود دارد عقلانیت وجود دارد اقتدار وجود دارد و تعاریف متفاوت است یعنی ما وقتی حرف از دیپلماسی میزنیم حرف از مذاکره میزنیم او را یک دیپلماسی اقتدار میدانیم و در حقیقت مذاکره اگر خاطرتان باشد من در برجام یک وقتی بحث شد آن موقع من یک جملهای گفتم گفتم من با مذاکره مخالف نیستم موافقم ولی توجه کنید با کدام مذاکره من موافقم با مذاکرهای که خودش یک شیوه مبارزه باشد فرق این دوره مذاکره با دورههای قبلی در این هست که این علم پیروزی میدان که دشمنان ما هم گفتند و دوستان ما هم دیدند ملت ما هم یک عظمت را دیدند که نیروهای مسلح ما با اینکه واقعاً «کم من فئه قلیله» بودند نسبت به این دشمن غداری سراپا تجهیزات و فناوری و امکانات هستند.
اصلا ما با آنها از بعد عده و عده قابل قیاس نیستیم ولی، چون این ملت مبعوث شدهاند این ملت اعتقاد به سنت الهی دارند که راس سنتهای الهی هم عقلانیت است و هم عقلانیت دارند هم اقتدار دارند یک عقلانیت ایرانی که یکپارچه در خودش نشان میدهد یک اقتدار ایران این که ایران یکپارچه در کنار این لباس پیروزی را دارند با هم به تن این ملت رشید ایران در حقیقت به تن میکنم این افتخار دارد شکل میگیرد و پیش میآید لذا در مذاکرهای که یک روش مبارزه هست وادادگی وجود ندارد در کنار این که وادادگی وجود ندارد شعارزدگی هم وجود ندارد بعضی اوقات شعار میدهیم شعار وقتی دشمن میفهمد به تعبیر امروز خالی بندیه تهدید توخالی است دشمن را جسورتر میکند دشمن را پرروتر میکند در این جنگ نمونههایی را من اگر بخواهم به جنابعالی بگویم همین اتفاقی که در خلیج فارس افتاد در همین زمان آتش بس به هر حال نگاه کنید آتشبس را دشمن درخواست کرد دنبال کرد مدتی بود پیگیری میکرد مورد قبول واقع نمیشد ولی وقتی که تصمیم گرفته شد به هر حال آتشبس برقرار شد دیدید که در همین خلیج فارس مرتب آخرین حادثهاش حادثه هلیکوپتر آمریکاییها بود که آن حادثه پیش آمد.
دیدید که او اقداماتی انجام داد ما فی الفور عکسالعمل نشان دادیم، دیدید که دوتا ناوچه که اومدند عبور کنند مورد اصابت قرار گرفتهاند و آتش گرفتند به حدی حجم آتش که ماهوارهها این آتش را نشان دادند آنها رفتند بگویند نیست ولی معلوم شد که هست و اینطوری بود حتی از فرودگاه کشورهای دیگر مثل اردن هر کجا از کشورها اینها پرواز کردند مورد اصابت قرار گرفت این در حالی بود که ما در حال مذاکره بودیم شما نگاه کنید در لبنان به هر حال اونجا بخشی از جبهه مقاومت است در این تفاهم نامهای که هست وقت از ما جبهه مقاومت هستیم و آمریکا هم با رژیم صهیونیستی طرف ما یعنی آمریکا متحدش رژیم صهیونیستی است ما هم با جبهه هستیم وقت آتشبس برقرار شده باید همه این جبهه را در بر بگیرد به طور خاصش لبنان من همینجا از همه مردم عزیز لبنان باید تشکر کنم به ویژه شیعیان و به ویژه حزب الله لبنان که در تجاوز آمریکا به ما در مقابل رژیم صهیونیستی و آمریکا به میدان آمدند و بیش از قریب به چهار هزار شهید دادند حتی ما باید بگوییم در زمانی که ما بعد از سی و هشت و چهل روز در آتش بودهایم اینها تا صد و سه روز زیر آتش بودند درگیر بودند شهید دادند این تفاوت میدان هم اینجاست در همین جا ما روزهایی را داشتیم در همان سری قبل که ضاحیه را زده شد خوب تهدید شد آمریکا اگر اینطور شود ما عکسالعمل نشان میدهیم.
ما در مذاکرهای که با اینها صحبت کردیم اولتیماتوم دادیم حدود ساعت دو بود که دیدید ترامپ توتیت زد و به رژیم صهیونیستی گفت باید آتش قطع کنید دیگر حق نداری ضاحیه را بزنید نگاه کنید اینجا بود که ما با مذاکره که داشتیم در واقع دنبال میکردیم وادار کردیم که این اتفاق بیفتد و بدون شک این با قدرت نظامی ما بوده که این کار انجام شد نمونه دیگرش داشتهایم که باز به ضاحیه حمله شد اینجا بلافاصله دیدید که ما عملیات نصر انجام دادیم پس نگاه کنید اینجا باز میدان آمد و نیروی قدرت نظامی اومد اینکار را در حقیقت انجام داد و البته رژیم هم آمد که پاسخ این را بدهد دومرتبه عملیات نصر را ما ادامه دادیم پس دشمن متوجه شد ما حرف از مذاکره که میزنیم شمشیرمان هم آماده است همه اتفاقی که در حال مذاکره بودیم همین روز یکشنبه ما داشتیم مذاکره میکردیم در همین تهران سر موضوعات با میانجیهایی که بودند همان بعدازظهر که اتفاق ضاحیه افتاد ما در همون جا هم اگر دقت کرده باشید اولاً من بلافاصله در عینی که طول مذاکره بودم اومدم بیرون این توتیت را زدم که خلاصه ما پای موضوع هستیم این تجاوز ما حتماً پاسخ میدهیم اصلاً فضای ما متفاوت شد یعنی به آنها گفتیم که ما حتماً، چون آنها تماس هم داشتند گفتم بدانید که این تجاوزی که به ضاحیه دادید تحت هر شرایطی پاسخ را ما خواهیم داد گفتند دیگر دارد نهایی میشود گفتیم امکان ندارد دوستانمان در نیروهای مسلح آماده بودند فرمان داشتند تدبیر فرماندهی داشتند هم آماده شدیم هرچی به من اونجا میگفتند شما نزنید گفتم ما حتماً میزنیم شما باید دقت کنید که پاسخ ندهید، چون شما زدید ما میزنیم اگر پاسخ بدهید منطقه را میزنیم این فرهنگ غالب بر مذاکره به عنوان یک مبارزه است.
سه نفر با هم تصمیم بگیرند چه کار کنند، دو نفر میگویند این کار را بکنیم، یک نفر میگوید آن کار را بکنیم. به هر حال وقتی هیئت مدیره تصمیم گرفت، قانون و عقل به همه میگوید که وقتی این تصمیم گرفته شد همه کمک کنیم این کار انجام شود. در مجلس شورای اسلامی دیدهاید یک موضوعی آنجا بیاید، قبل از اینکه رأی گیری شود، همه با هرچه توان دارند تلاش میکنند که با حرف خودشان بقیه را قانع کنند ولی نهایتاً به رأی میگذارند دیگر از آن به بعد آن قانون میشود. قانون که میشود دیگر فرقی نمیکند چه کسی موافق است و چه کسی مخالف است پس این خیلی مهم است که به آن توجه کنیم در همه ابعاد من یک مثال ساده زدهام. در مجلس پیچیدهتر است که ۲۹۰ نفر با هم تصمیم میگیرند. من واقعاً داوطلب این کار برای مذاکره نبودم که هیچ، کراهت شدید هم داشتم، نمیخواستم به دلایل مختلف که اینجا نمیگویم. به هر حال امریکا به ویژه ترامپ حداقل این چیزی که روشن و مشخص است، سردار سلیمانی را او طراحی کرده است، او دستور داده است و او ناظر ترور او بوده است. شما فکر کنید برای من آقای سلیمانی برای همه ملت ما عزیز بوده است، برای همه جهان اسلام عزیز بوده ولی برای شخص من متفاوت بوده است.
شما فکر میکنید من با چنین فردی بخواهیم بنشینیم دنبال کنیم و یک مطالبی را جمع کنیم برای من کار راحتی است. ولی وقتی دیدم همه مسئولین نفر دومی را اصلاً نمیگویند، میگویند فقط شما، میگویم یکی دیگر را هم بگویید، حتی پیشنهاد دادم گفتم افراد دیگر هستند ولی وقتی اینطوری شد وظیفه ما است، بنا نیست که آن چیزی که ما دوست داریم انجام بدهیم، باید چیزی که وظیفه ما است را انجام بدهیم پس ما این شکل شروع کردیم. بله آنجا بحثی بود که بحثهایی که داشتیم، البته ما هیچ جا به معنای پیش شرط نداشتیم. پیش شرط به چه معنا، یک وقت دیدیم در خیابانها دیشب پرده زدند، به دوستان گفتم این پیش شرطها را اینطوری نوشتید اصلاً کلمه پیش شرط را میدانید یعنی چه یعنی اینها تا تحقق پیدا نکند ما مذاکره نمیکنیم ما در کدام سندی حرف زده شده باشد ممکن است خواسته ما باشد، به هر حال وقتی مذاکره میکنید در یک چارچوبی پیش میرود. ما به میانجی گفته بودیم به هر حال بحث مربوط به لبنان و بحث مربوط به پولهای بلوکه شده از بحثهای جدی ما بود که اینها محور مذاکرات ما به طور روشن است.
وقتی ما آنجا رفتیم از فرودگاه بخاطر دوری راه، من و دوستان و همکاران من که تشکر میکنم در آن ایام ما به شدت عملیات روانی، اقدامات، به هر حال ما داریم مذاکره میکنیم، همه را زیر ذره بین کنترل میکردیم. وقتی حرف آقای ونس را در زمان سوار شدن به هواپیما از آنجا که داشت میآمد و ما از تهران، آنجا که دیدم که نسبت به لبنان یک اظهارنظری شده بود قبل از پرواز از فرودگاه آنجا زدم که لبنان موضوعی است که تا روشن نشود مذاکره را شروع نمیکنیم. اگر به مذاکره بیاییم قبل از اینکه وارد هرچه شویم اول باید برای لبنان صحبت کنیم و به آنجا رفتیم. آنجا که از هواپیما پایین آمدم ۱۲ و نیم شب آنجا رسیدیم و شب قبل از آن هم من نخوابیده بودم در مسیر ۳ ساعت پرواز هم با دوستان همفکری کردیم و مرتب صحبت میکردیم تا به آنجا رسیدیم و زمانی که پیاده شدیم با آقای آسمونی بعنوان میانجی با وزیر خارجه شان ۲ و ساعت و نیم فقط در رابطه با بحث لبنان صحبت کردیم، چون بقیه موضوعات روشن بود. به او گفتم ۴ ساعت بعد ورود هیئت امریکایی به آنجا بود، من مطلع شدم که آقای ونس که آمده است در فرودگاه در رابطه با لبنان صحبت کردند، قبل از اینکه در بعدازظهر که جلسه شروع شود آقای آسمونی بعنوان میانجی دوباره با من صحبت کرد و گفت این بحثها را صحبت کردهایم و در اول جلسه هم که جلسه شروع شد و سه جانبه که بحثها شروع شود اولین بحث همین شد که آقای ونس به من گفت که شما در رابطه با لبنان یک بحثهایی داشتید، ما اینطوری بود، گفتم این موضوع جدی ما است، بعد که من توضیح دادم بقیه قبول کردند و گفت این همان مذاکره روش مبارزه است این است یعنی این موضوع بوده است. همین الان بند ۱۱ این تفاهم نامه را اگر نگاه کنید، در ارتباط با بحث داراییها بند ۴ و بند ۵ و بند ۱۰ و الان این را میگویم که ثمره کار دیروز است، بند یک، این بندها بندهایی است که اول تفاهم کردهایم اینها باید اجرا شود یا تمام شود یک بخشهایی از آن درحال اجرا باشد که وارد بندهای دیگری شویم.
سؤال: قبل از اینکه اینها را توضیح بدهید در مذاکره اسلام آباد مطالبه امریکاییها چه بود؟
قالیباف: ما واقعاً ۲۲ ساعت مذاکره کردیم. ما دوباره دو سه ساعت دوستان استراحت کردیم، بعد از نماز صبح که از فرودگاه آمدیم و نماز خواندیم یک استراحتی کردیم حدود ۳ ساعت، از ۷ و نیم صبح در جلسات مذاکرات رفتیم و تا ۷ و نیم صبح روز بعد بی وقفه، در سه دور مذاکرات سه جانبه رودررو و سه دور مذاکرات با متن بین ما میانجی و آنها. البته همیشه مذاکره سه جانبه بوده است و میانجی هم بوده است و نهایتاً آن یک موضوع را دنبال میکردند در رابطه با بحث هستهای. مهمترین خواسته آنها و مذاکرات آنها یعنی توجه شان به بحث هستهای بود. ما هم اولین موضوع ما پایان جنگ بود، موضوع بعدی بحث لبنان بود، طلب هایمان و ضمانت اینکه جنگی آغاز نشود، به ما زور نگویید و تهدید نکنید. برای صادر کردن نفت و مشتقات نفت و پتروشیمی و بانک و بیمه و حمل و نقل ما که لازمه این صادرات است که انجام شود، اینها باید آزاد شود. مذاکره که شروع شود شاید دو یا سه یا پنج ماه هم طول بکشد. اینها باید در همان ابتدای کار همان بندهایی که به آنها اشاره کردم. بند ۱۳ میگوید این بندها باید هم شروع شده باشد بعضیها هم باید تمام شود از ابتدا و بلافاصله. من در پایان ان ۲۱ ساعت متوجه شدم مهمترین موضوع آنها هستهای است و همه اش آن را میخواهند. من نمیتوانم بگویم تو این را نخواه، اینجا آنجایی است که میگویند مذاکره وادادگی نیست، این عقلانیت است، این هوشمندی است، باید حواس مان به این باشد.
من بعنوان مذاکره یک چیزی میخواهم و بگویم محاصره را بردار، او میتواند بگوید راجع به مذاکره با من حرف نزن، میتواند محاصره برداشته شود قبول نکند، بگوید من این کار را میخواهم ولی من نمیتوانم به او بگویم حرف نزن. حق او است که دارد صحبت میکند، او دشمن ما است، ما به او بی اعتماد هستیم ولی نشستهایم و داریم حرف میزنیم. ۲۰ دقیقه آخر راند سومی که هر جلسه سه چهار ساعت بوده است، میخواست بگوید صحبت کنیم گفتیم نگاه کنید من ممنوع هستم برای اینکه بر سر این موضوع صحبت کنم. حالا میرویم جلو این متنها است دیگر کار را با هم دنبال میکنیم. ما در مذاکره به همین میزانی که میجنگیم مصمم هستیم ولی حق مان را میخواهیم، در اوج بی اعتمادی به شما؛ و ما اینجا جایی ایستادهایم که چک هایمان را نقد میکنیم و به فضل الهی و به برکت خون شهداء به برکت مجاهدتهای این مردم، دعا کنند ما هم دست مان روی ماشه است و هم زبان مان و مغزمان و قدرت اصلی مان به آنها منطق مان است. منطق بر همه چیز پیروز است اگر طرف گوش کند، اگر گوش نکند، زبان گوش نکردن آنها قدرت است و دیگر آنجا زبان کاری نمیکند. یا منطق یک وقتی است قدرت ما منطق است، یک وقتی دشمن منطق اش قدرت است. وقتی منطق اش قدرت است باید ادب اش کنیم و سرجای خودش بنشانیم ولی وقتی نشست و آمد حرف بزند، با بی اعتمادی ولی با حسن نیت با او حرف بزنیم. نمونه اش هم این شد که دید ترامپ محاصره را یک شبه برداشت، در تفاهم نامه ۳۰ روز، دیدید آتش بس را از ضاحیه و همه آنجا برد. دوستان میگویند آنها بدقول هستند، ما میدانیم آنها بدقول هستند، ما معلوم است با چه کسی صحبت میکنیم.
ما هم میدانیم با قاتل رهبر شهیدمان، با قاتل شهید سلیمانی و با قاتل فرزندان وطن طرف هستیم. بحث میکردیم با یکی از دوستان که انتقام بگیریم، خواهیم گرفت، همینطور است. مثلاً اگر ماه محرم، شمر امام حسین (ع) را به شهادت رساند و همه آن دار و دسته قصاص اش کنند و او را بکشند، انتقام گرفتن این است، خونخواهی امام حسین امام زمان و حکومت عدل است که باید پیاده شود، خونخواهی تا آن زمان ادامه دارد. اگر ما خونخواه هستیم که انشاالله که هستیم، همه این ملت، خونخواهی امام مان را بخواهیم، خونخواهی امام آزادی قدس است، صد تا نتانیاهو بند کفش رهبری نمیشود، با این غیرت و نگاه و آرمان میایستیم و این کار را انجام بدهیم. خونخواهی رهبر عزیزمان این است که آنها دارند شیعیان ما را در جنوب لبنان که از تاریخ اسلام آنها آنجا هستند آنها را از همه سرزمین شان راندهاند، خونخواهی امام شهیدمان این است که آنها را سرجای شان برگردانیم آنهایی که برای ایران جنگیدند. من نمیخواهم این حرفها را در این زمان بزنم، آنهایی که میگفتند نه غزه و نه لبنان، بدانید لبنان ۴ هزار شهید برای ایران اسلامی داد به اندازه بیش از کل جنگ ما که در طول این جنگ شهید دادیم، آنها ۱۰۴ روز جنگیدند، ما ۳۸ روز جنگیدیم.
سؤال: خیلی از مردم انتظار دارند که جزئیات این یادداشت تفاهم را بدانند که چه است؟
قالیباف: ما وظیفه داریم به مردم آگاهی و اطلاعات بدهیم و این حق مردم است. ولی وقتی ما میخواهیم این را برای عموم مردم بگوییم آن زمان اگر جزئیات را بگوییم دشمن ما هم میداند. ممکن است بگویید شما این مطالب را با دشمن دارید صحبت میکنید به ما هم بگویید ولی وقتی اینها گفته شود ما آن را با روشهایی انجام میدهیم که اگر اینجا بخواهیم دقیق بگوییم باید روشهای آن را هم بگوییم که نمیشود. از این جهت واقعاً همین الان بحثهایی که من کردم بخش قابل توجهی از اینها را به طور کامل نتوانستم بگویم، ممکن است بگویند ایشان توضیح داد مسئول مذاکره کننده هم بوده است، این و این، بله من متوجه آن هستم آنها را در فرصتهای بعدی میگویم. حتماً متن مذاکرات که شروع شود من ما قبل آن را که به این مذاکرات رسیدهایم را حتماً توضیح میدهم، پا به پای مذاکرات را هم آنهایی را که باید بگوییم میگوییم و مردم عزیز را در جریان خواهیم گذاشت.
سؤال: راجع به یادداشت تفاهم و آنچه که دادیم و آنچه که گرفتیم مایل هستید توضیح بدهید؟
قالیباف: ما به هر حال تدابیری داریم از رهبر معظم انقلاب. ما وظیفه داریم در این مذاکرات به آن تدابیر جامه عمل بپوشانیم. بنده دقیقاً میدانم وظیفه من چه است، هیئت میداند که باید چه کاری انجام بدهیم. ما موضوعات مهمی که الان وجود دارد پایان جنگی است که دیشب اعلام شده است، برداشتن محاصره است که دیشب اتفاق افتاده است. یادتان است من روز اول که این بحثها نبود من یک توئیت زدم، وسط جنگ بودیم، گفتم تنگه هرمز دیگر هرگز به شرایط قبل برنمی گردد. نگاه کنید هر آنچه را که ما با زدن میخواستیم بگیریم چندین برابرش اصلاً قابل قیاس نیست با مذاکره گرفتیم.
سوال: یعنی در قبال پاسخ ندادن امتیازاتی رو گرفتید؟
قالیباف: مگر ما اونجا چی میخواستیم شما دیدید تا ساعت دو صبح ترامپ رئیسجمهور آمریکا کل آتشبس را نه در ضاحیه در کل لبنان داد و با اون ادبیات را با نتانیاهو صحبت کرد این مذاکره یعنی روش مبارزه پس نگاه کنید ما مهم این است که به هدف برسیم اون شب من با دوستانمان که مرتب در تماس بودیم در میدان نظامی گفتم شما آماده این کار هستید و باشید ولی شما نگاه کنید یه اتفاق افتاد دیگر یعنی این امنیت برگشت شما از همان شب و امروز دیدید که همه ما مردمی که آواره بودند بیش از پنجاه درصدشان رفتند این قدرت مذاکره یک روش مبارزه هست یعنی این بنده تجربه کار دیپلماسی به اون مبنایی که عزیزانمان بهصورت مهارتی کار را در وزارت خارجه شغلشان است شغل من دیپلماسی نیست من یک رزمندهام ولی با رزمندگی و فرهنگ رزمندگی کار دیپلماسی را دنبال میکنم ما به هر حال براساس این تفاهماتی کردهایم که امضا کردیم بنا هست محاصره سی روز دوره زمانی است که انجام بشود ترامپ دیدید که در این توافقی که شعلهای که امضای نهاییش خواهد شد گفت محاصره را همین امشب برمیدارم و برداشت.
سوال: این امتیاز هایی است که در پی مذاکره و پاسخ ندادن اتفاق افتاد یعنی پاسخ ندادیم امتیاز گرفتیم؟
قالیباف: نه، این در سایه انسجام و اقتدار، نگاه کنید ما مهم این است که به هدفی که داریم برسیم هدف بوده آتش را از مردم برداریم من به شما میگویم اگر این مذاکره نبود اگر ما موشک هم میزدیم آیا این اتفاق میافتاد؟ نه از اگر اون موشک نبود اون شجاعت نبود آن اقتدار نبود من اینجا صحبت میکردم یک خالی بندی بیش نبود اینها همدیگر را تکمیل میکنند این همان چهار میدانی است که من گفتم اگر مردم ما توی خیابان نبودند این غیرت را نداشتند، این انسجام را نداشتند منی که امروز رئیس هیئت هستم به عنوان رزمنده میتوانستم با این قدرت حرف بزنم هرگز نیروی مسلح ما نسبت به دشمن تا بن دندان مسلح میتواند پوزه آن را بزند بعد از خداوند تبارک و تعالی جز حمایت مردم امکانپذیر بود هرگز.
سوال: یعنی در واقع الان روند مذاکراتی و سیری که طی کردیم و رسیدید به این یادداشت تفاهم از این جنس است؟
قالیباف: از این جنس است با آقای؟ صحبت میکردم میگفت واقعاً اصلاً ایران و انقلاب مایه افتخار جهان اسلام شد مردم لبنان از هر طیف و دین و مذهبی هستند اینطوری میبینند که چنین اقتدار و عزت واقعاً برای جامعه اسلامی است عزت برای همه آزادگان دنیاست.
سوال: یک نامه تقدیر و تشکر از جناب شیخ نعیم برای جنابعالی واصل شد؟
قالیباف: بله، محبت ایشان بود ولی در واقع آنجا تشکر از رهبری معظم است تشکر از این ملت غیرتمند و با عزت ماست تشکر از نیروهای مسلحی است که خون دادن در این مسیر ایستادند ما هم به سهم خودمان در هیئت مذاکرهکننده به عنوان یک رزمنده این کار را دنبال کردیم پیش بردیم پس این که میگویید چه فرقی میکند اینها فرای ماهوی است این واقعیتی است که قرآن به ما یاد داده ما همه عده و عده را جمع میکنیم با عقلانیت با اقتدار کارمان را انجام میدهیم شما پیروزیهای این را هم شاهدید که این اتفاق دارد میافتد که باید بهش توجه کامل داشته است.
سوال: پس اگر بخواهیم در واقع در یک خط بخواهیم در یک خط روش مذاکراتی که پیش گرفتیم به این صورت میشود تعریف کرد که ما غرض مان از مذاکره یا جنگ تحقق هدفی است که داریم گاهی وقتها هدف در مذاکره اتفاق میافتد گاهی وقتها در میدان و در جنگ اتفاق میافتد و آنچه که راجع به ضاحیه اتفاق افتاد بار دومی که رژیم تجاوز کرد به ضاحیه بیروت و ما گفتیم پاسخ خواهیم داد، اما پاسخ ندادیم یکی از مصادیقی است که میتوانست در میدان اتفاقاتی بیفتد ولی مذاکره دستاوردهای بیشتری برای ما داشت مذاکرات او یو هم از همین جنس است و ازجمله امتیازاتی که جنابعالی برای ما بفرمایید که چه امتیازاتی را ما در پی پاسخ ندادن دریافت کردیم که اهداف بیشتری برای ما تامین کرد؟
قالیباف: همینطور است هر جنگی پیروزی داشته باشد اگر این نهایتاً منجر به یک سند حقوقی و سیاسی نشود آن پیروزیها ثبت نشود هیچ منفعتی پیدا نخواهد کرد نه در تاریخ نه در مزایا، تثبیت دستاوردهای دستورات میدان است الان ما در جنگ چهل روزه پیروز شدیم در مذاکره این دستاورد شکل میگیرد الان هم جنابعالی که میگویید ما وسط مذاکره بودیم ضاحیه را زدند همونجا بهش گفتیم ما میزنیم هر چی گفتند نه ما میزنیم من کاملاً اونجا نگاه کنید وقتی من اونجا صحبت میکردم این مباحث ما در کمتر از شاید مثلاً دقایقی منتقل میشد به طرف میانجی اینجا نشسته دارد صحبت میکند اینها را منتقل میکنند طبیعی هم هست همان طور که ما منتقل میکنیم که به هرحال تصمیمات پیش میبرد.
سوال: چه شد که نزدیم؟
قالیباف: اینجا پس پس مذاکره این است اینجا وقتی اینطوری شد بحث شد خوب ما اینجا دعوا سند چی میشود ما در مذاکره نشسته بودیم که بعضی از این سندها را یک بندهایی را اصلاح کنیم، باور کنید سه چهار ساعت که مذاکره کرده بودیم با یک ادبیات کار جلو میشد ولی این اتفاق افتاد ما به عنوان مذاکرهکننده وارد این شدیم که ما حتماً اینکارو انجام میدهیم مطلع بشوید نتیجه این شد که حالا بعد من توضیح میدهم توی نشستهای بعدی که ما به هر حال من بعضا انتقاد میکردند که چرا کمتر صحبت میکنید خوب قطعاً مردم ما حق دارند که همه چی را بدانند ما هم باید به اونها بگوییم ولی مردم ما الحمد الله این قدر فهیم و درک بالایی دارند که وقتی ما میخواهیم آنها دقیق اینها را متوجه بشوند طبیعتاً دشمن ما هم این را متوجه میشود یه جایی شما معذور داریم من الان میگویم بخشی از متنهایی که ما باید اصلاح میکردیم یعنی اصلاح میکردیم به این معنا که به تفاهم نهایی میرسیدیم توی این مدت پنجاه شصت روزه که ما مذاکره کردیم آنها را به نتیجه نرسیدیم ولی توی اون چند ساعت همه را به نتیجه رسیدیم نمونه کلیاش حالا بعد میگویم اینها مثلاً یکی از اینها در رابطه با خود لبنان بود اصلاً علتی که الان این اقدام افتاده یعنی در حقیقت توانستند حرکت کنند بروند در همان بحثی بود که اونجا انجام شد یا بحث من اشاره کردم در اتفاقی در میدان افتاد همین که به هرحال ما توی این تفاهمنامه بعدی که امضا کردیم سی روز بود اتفاق محاصره میافتاد توی همان شب اتفاق افتاد شما دیدید ترامپ در طول روز اول محاصره دریایی ایران را برداشتند. البته تنگه هرمز هم باز است دیگر کشتیها میتوانند اونجا راه بیفتند و این موضوع حل شد بلافاصله همانجا من اعلام کردم که این بخش دوم تنگه هرمز الان باز نیست.
سوال: اصلاح کردید؟
قالیباف: نگاه کنید اینکه دوستان بعضاً میگویند من من بیاعتمادترین فردم امروز مخصوصاً، چون مذاکره کنندهام من با آقای جی دی ونس در اسلامآباد بهش گفتم من اینجا آدم مذاکره کنم بدانید که شما بیاعتمادی کامل داریم به شما نه در طول انقلاب ما به آمریکا قبل از انقلاب عمیقاً خیانت به مردم ما کرده از هزار و سیصد و سی و دو و بعد انقلاب ما تا همین لحظه توی این جنگ ولی ما با حسن نیت اومدیم اینجا ولی با اقتدار با شما حرف میزنیم اقتدار همین بس که وقتی او توییت اینطوری شد ما گفتیم شما نگاه کنید بینید چند دقیقه بعد رئیسجمهور آمریکا به این تفاهم نامه و به این کار تن در داد و او را اصلاحش کرد گفت طبق تفاهمنامه از روز شنبه شروع میشود و این کار انجام میشود این یعنی مذاکره مقتدرانه این انجام نمیشود الا با میدان و قدرت نظامی و هرگز قدرت نظامی با آتش به تنهایی نمیتواند چنین اهداف بزرگی بگیرد ما اگر میخواستیم محاصره را بشکنیم باید یه جنگ بزرگتر از جنگ سی و هشت روزه میکردیم برای شکستن آن ولی در یک شب باز زیر سایه قدرت همان موشک این کار اتفاق افتاد.
سوال: راجب مسیر طی شده که بخشیش جنابعالی اشاره کردید نکات دیگری باقی مانده که بخواهید اشاره بکنیم در این روایت مسیری که ما را رساند به امضای یادداشت، البته بحث اسلامآباد را در سؤال مجزا خواهم پرسید روایت شما را از مذاکرات، ولی در مسیری که الان به اینجا رسیدیم اگر نکاتی باز باقیمانده بفرمایید؟
قالیباف: در کلیت میخواهم بگویم چهار میدان به درستی کارشان را انجام دادند من امروز به مردم عزیز میگویم دیگر اینجا از موضع خدمتگزار شان نه بهعنوان رئیس هیئت مذاکرهکننده نه، به عنوان نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی هستند به همکاران مان در مجلس شورای اسلامی که به من اعتماد کردند در همین زمان جنگ و آتش بس من را به عنوان خدمتگزار خودشان در مجلس انتخاب کردند این را عرض میکنم ما انشاءالله از اجرای این کار توی این آخر هفته که در حقیقت هستیم و با قدرتی که هست با تفاهمنامهای که حالا بعد من انشاءالله امضای این کار به صورت رسمی و شکلی انجام بشود ابعاد اون را توضیح خواهیم داد و با تلاشی که خواهیم کرد که اینها را تحقق بدهیم دیگر وقت آن میدان خدمت است یعنی ما در مجلس در دولت در قوه قضاییه در همه بخشها باید بسیج بشویم حتماً اول به مردم عزیزمان برسیم مردم واقعاً در حوزه اقتصادی مشکلات داشتیم توی ایام مشکلات مضاعف شد امروز اولین بهرهمندی از این را باید آثار این را مردم ببینند این کار را حتماً باید پیش ببریم نکته دیگر این که مهم است حتماً نیروهای مسلح ما نیازمند به توجه و در واقع یک بازسازی و نوسازی دارند، پس ما هیچ وقت با شرایطی که داریم این چهار میدان هیچ موقع بیکار نیستیم همیشه یکی باید در لبه به قول ما بچههای جبهه در لج من باشد به عنوان جلویی نبرد بایستد برای ایران اسلامی مان انشاءالله با شکلگیری و تحقق مربوط به این تفاهمنامه در طول شصت روزی که انشاءالله باید دنبال کنیم که این را به بخش نهایی خودش برسانیم دیگر از اونجا میدان و پرچم دست میدان خدمت است که بتوانیم درواقع جبران کنیم همه این زحمات این عزیزان را ابعاد دیگر مربوط به مذاکره اگر نکتهای باشد عرض میکنم.
سوال: جنابعالی اشاره کردید که بیاعتمادترین فرد الان جنابعالی است که ریاست هیئت مذاکرهکننده را عهده دار هستید و تجربه تاریخی ما هم نشان میدهد که آمریکاییها بدعهد هستند آیا بدعهدی آمریکا را در یادداشت تفاهم و در مذاکرات میشود با تضامینی جبران کرد؟
قالیباف: همین ترامپ دو هزار و شانزده دو هزار و هفده قطعنامه رسمی را جلوی همه پاره کرد انداخت کنار نه اینکه خیلی قابل اعتمادی نیست اصلاً قابل اعتماد نیست خوب ما جلوی چشمان مان دیدیم پاره کرده چه چیزی اعتماده؟ همین قدرتی که ما لحظهای ما باید خودمان قوی باشیم ایران باید قوی باشود تکتک ما باید قوی باشیم تا ایران قوی باشیم وادادگی پیدا نکنیم مهمترین ضمانت قدرت است انسجام مان است، مهمترین ضمانت خداوند بزرگ مهمترین ضمانت فرهنگ عاشورایی، مهمترین ضمانت آن غیرت ایران اینها ضمانت ماست وگرنه شما الان نگاه کنید سه کشور اروپایی که در برجام اینقدر دنبال کردند الان دیدید که بلافاصله بعد از این گفتن ما آمادهایم که در رابطه با تحریم با شما مذاکره کنیم حالا ما نمیخواهیم اینها را رد کنیم ولی همه اینها نیامدند که جمهوری اسلامی را در سه روز بردارند ببرند.
سوال: سپاه را در لیست تروریستی گذاشتند؟
قالیباف: همین الان هنوز در لیست تروریستی است همانهایی که سپاه را در لیست تروریستی گذاشتند این را به شما بگویم سیستمهای امنیتی شان در زمان جنگ با خواهش و تمنا با ماشین سفر کردند، چون هواپیما نمیاومد بیایند اینجا ما را ببنند میگفتند تو با تروریستها چی کار داری همین، همین کشورهایی که ما را تروریست کردند همینهایی که در اروپا در مجلس اروپا در اتحادیه ما را تروریست کردند خوب اینها پس ما بله حتماً این بدبینی را داریم ضمانت چیست ضمانت قدرت ما انسجام ما حرکت ما و البته باز اینجا میگویم ما حتماً باید با عقلانیت پیش برویم گرهای راکه میشود با دست باز کرد لازم نیست با دندان باز کرد با شعار قدرت نیست دوبار شعار بدهی عمل نداشته باشی بیاعتبار میشوی این اصلاً کمک به دشمن است.
سوال: الان یک عده شبههای که مطرح میکنند این که میگویند اصل حمله امریکاییها و ترور رهبر ما در هیچ قاعده بینالمللی نمیگنجد چطور آنها خودشان را متعهد نمیدانند ما بحث تنگ میشود بحث تعهد به قوانین بینالملل مطرح میشود؟
قالیباف: نگاه کنید آمریکا خودش را متحد نمیداند بقیه دنیا چی ما که نمیتوانیم از قضا این همینجاست که عقلانیت مهم است این تنگه را ما میتوانیم به ضد خودش تبدیل کنیم یعنی همه دنیا اگر بیایند از این تنگه آسیب ببینند خوب الان چرا هرچه داد زد حتی به ناتو گفت بیایید به کمک من آیا کسی آمد که بهش کمک کند تا روز آخر هم یک ناوچه آمد زدیم الان هم بیاید میزنیم ولی این معنیاش این است که ما وقتی اینجا آمدیم قانون داریم کشورهای ساحلی در تنگه براساس قوانین بینالمللی که ما وظایفی داریم وظایفی است که همه اینهایی که عبور میکنند حتماً باید هزینه خدمات شان را بدهند.
سوال: این الان تثبیت شده در یادداشت تفاهم؟
قالیباف: بله، رشته من من جغرافیای سیاسی است که از جهت تخصصی به جغرافیای آبها و اینها به هرحال هم درس ماست هم معلمی این کار را من دارم آشنایم با این موضوع کنوانسیون هزار نهصد و هشتاد و دو کاملاً، اینجا تنگه است تنگه مخصوصاً با ظرفیتهایی که اینجا دارد این تنگه که توی تاریخ از وقتی زمین بوده این تنگه بود ولی هر چقدر که دیگر موضوعاتی مثل نفت و مشتقات نفتی و اینها هی اومده اهمیت این تنگه بسیار بالاتر رفته ولی واقعاً این یه ظرف بالقوهای بود که بالفعل نمیشد توان ما هم در جمهوری اسلامی بالفعل کردن این نبود اینکه میگویند خدا دشمنان ما را از احمقها آفریده این ظرفیت بلقوه را بالفعلش کرد یعنی شما نگاه کنید اگر بیست سال قبل سی سال قبل پنجاه سال قبل شما بحث اینطوری میکردی چنین اتفاقی نمیشد ولی الان دیگر همه قبول کردند که تنگه اینطوری، وقتی قرار باشد تنگه کنترل شود که مدیریت شود این متعلق به کشور ساحلی تنگه است یعنی در حقیقت مسئولیت اونجا و حق حاکمیتی ما در اونجا داریم طبیعتاً خدمات اونجا ما باید در مقابلش هزینه بابت این کار بدهیم.
سوال: راجع پولهای بلوکه شده برخی این شاعبه را مطرح میکنند که دسترسی به پول نقد نیست بلکه یک خط اعتباری است که به واسطه اعتبار میشود خرید کالا انجام بشود ما الان دسترسی خواهیم داشت؟
قالیباف: بفرمایید پول نقد مثل کاری که اوباما کرد که همونطور ترامپب بگوید که آن پلید گذاشت یک میلیارد و خوردهای، توقع دارند ما این بیست چهارصد با پلت بار کنیم بیاوریم این یعنی این نتیجه مثلاً این قدرت زیاد ماست، ما این پول باید را بگیریم به چه معنا این پول بیاید در حسابهای ما در دسترس ما در اختیار بانک مرکزی ما این خط اعتبار مان یعنی میآید آنجا و اونجا خط اعتباری دست بانک مرکزی هست هر لحظه برای هر کسی خواست ال سی باز کند تمام کند کارش را انجام بدهد، خط اعتباری یعنی چی یعنی برمیداری میروی این کار را با قدرت دنبال داریم میکنیم، هر کجا دشمن بدقولی بکند نسبت به این موضوعات خلاصه بچرخ تا بچرخیم هر کجا همراهی بکند ما هم متعهدیم بر اساس این توافقنامه ما هم به تعهداتمان عمل میکنیم خیلی روشن ما دیگر اونجایی که تعهد دادیم هستیم اون جایی هم که دشمن بخواهد خیانت بکند مرد میدان هستیم و خیلی هم برایمان فرق هم نمیکند ما صندلی مان را هم عوض نمیکنیم حداقل بنده فاصلهام از روی همین صندلی که هستم هم کنار دوستانمان هستم در میدانی که دست به ماشهایم روی همان صندلی هستم اونجایی که آنهایی زحمت کشیدند من تبدیل به همان نقطهای که گفتم حقوقی اش کنم سیاسیاش کنم ثبتش کنم آن چک را و بعد هم دریافتش کنم هر کجا دریافت نشد دو مرتبه شمشیر ما هست و او که منطق را نمیفهمد با منطق قدرت میفهمانیمش، وظیفه ما من امروز میگویم دیپلمات نیستم ولی این را خوب بلدم که به آمریکا تفهیم کنم برای ما باید چه کار کند.
سوال: روی بحث غرامت و دریافت خسارتها مایل هستید که آن را توضیح بفرمایید که در یادداشت تفاهم چه جمعبندی اتفاق افتاده؟
قالیباف: یکی از موضوعات حتماً همان بحث خسارتها است رهبری معظم هم این را ابلاغ کرده توی عرف سیاسی دیگر اینجا من دارم در موضع مذاکره دارم میگویم او وظیفه ماست باید دنبال کنیم او روشی دارد دیگد باید دنبال کنیم ولی واقعاً سازمان ملل حتی یک بیانیه داد که آمریکا متجاوز است ما این این را اصلا میتوانیم ببریم توی سازمان ملل بگوییم شما بگویید آمریکا متجاوز است در این دنیایی که آمریکا که درش حکومت جنگل است که حرفها اصلاً معنی مفهوم نیست ما باید با قدرت خودمان دنبال کنیم آنها پس نمیپذیرند که متجاوزند نمیپذیرند متجاوزند، چون اگر بپذیرند که متجاوزند همه خسارتها را باید بدهند ولی ما آنجا بندی هم برای این موضوع داریم که باید دنبال کند ولی اونها به طرق دیگری که اونجا ما از لفظ بازسازی و اقتصادی توسعه اقتصادی توی اون بند هست اگر خاطر شما باشد وقتی که توی مدت برجام تحریمها برداشته شد آقای کری تو لندن بود، تو گوش من همینطور مانده از کری پرسیدند که خوب تحریمها همه برداشته شده چرا نمیروید در ایران سرمایه گذاری کنید دیگر آن به ما ربطی ندارد، ما برداشتیم هر کس میخواهد برود ما دیگر کاری باهاش نداریم ولی کسی آمد اینجا سرمایه گذاری کند نگاه کنید این فضای دنیا یک فضای یکپارچه است که اینها نه اینکه بگویند شما نرو باید برویم مجوز اوفک بگیری مجوز اوفک به صورت این شکلی برداشتند ولی هر سرمایهگذاری بخواهد بیاید توی ایران سرمایهگذاری عمده عمدهای بخواهد انجام بده میگویند اونجا امن نیست نرو خودشان هم نمیآیند اروپاییها اومدند؟ نیامدند آمریکاییها هم نیامدند من این نکته را بگویم ما هیچ ممنوعیتی از اول انقلاب تا الان که توی جنگیم در قوانین مان هیچ ممنوعیتی برای ورود شرکتهای آمریکایی که بیایند داخل ایران سرمایه گذاری کنند کار اقتصادی بکنند در زیر ساختهای ما در نفت ما در گاز ما در معادن ما نداریم کسی نیامده آمریکاییها بهشون اجازه نمیدهند بیایند آنها شرکت خودشان را تحریم کردند نمیگذارند بقیه هم بیایند ما یکی از کارهایی که اینجا انجام دادهایم سیصد میلیارد دلار گذاشتهایم برای اینکه توی همین دوره مذاکرات که دوره محدود شصت روزه هست این سیصد میلیارد دلار را در حوزه سرمایه گذاری در اینجا بیاوریم این هم برای این کار بخشی از این صرف خسارتها و بازسازیهای ما خواهد شد که این را سازوکارش در این مدت تنظیمش میکنیم و همین که این سرمایهگذاری اتفاق بیفتد این قدر ظرفیت در کشور ما وجود دارد که اطمینان حاصل کنند این کار اتفاق میافتد و انشاءالله اتفاق خواهد افتاد خود این اصلا جبران این کارها را برای ما انجام میدهد ولی همینجا بگونه حالا من، چون جزئیاتش را در مسیر مذاکرات بعدا توضیح میدهم ولی متوجه در بحث خسارات و جبران خسارات حتماً در اهداف ما است حتماً در اینجا این را دنبال میکنیم و جزئیاتش را میگیریم و ولی بند شش ماه در این چهارده بند مربوط به این موضوع خسارات، بازسازی و موضوعاتی است که باید جبران کنیم.
سوال: این توصیفات عالی که دارد اتفاق میافتد راجع به این یادداشت تفاهم آقای دکتر شاید برای مردم باورش سخت باشد که ما آیا واقعاً این امتیازات را توانستیم در یادداشت تفاهم بگیریم از آمریکاییها؟
قالیباف: من بخواهم بگویم این یادداشت تفاهم حالا انشاءالله در بیانیهای که من خواهم گفت در این بحث و در اول آغاز دوره مذاکرات دیگر وقت دور مذاکرات روشن شد همه این معلوم است شما خواهید دید که خلاصه در اینجا چه هست به قول تعبیر من یک غربیها بودند این حرف را میزدند گفتم خلاصه این تفاهمنامه کارنامه شکست آمریکاست این خود حرف غربیهاست آن را مردم ما ببیند بعد حتماً قضاوت خواهند کرد من خیلی از دوستان من میگفتند آقای قالیباف این محاصره را آمریکاییها بر میدارند توی سی روز ممکن نیست حتی بعضی وقتی ما توی این بحث این بود که یک جایی از جهت متن، چون متن مهم است از جهت حقوقی مخصوصاً من توی مجلس هم بودم خلاصه یک علامتش ا و اوش به قول مهندسان معانی و مفاهیم را جا به جا میکند که جایی من گفتم این کلمه به طور کامل حتماً باید اینجا بیاید باور کنید سر این به طور کامل که پایان سی روز تمام بشود اگر بگویم ساعتها ما بحث کردیم و رفت و آمد خلاصه این به طور کامل اونجا آمد توی سه ساعت همه اینها برداشته شد نه در سی روز عنایت خدا، لطف خدا، نیت بنده و امثال بنده و تلاشی که انجام میدهیم.
سوال: و شما این اطمینان خاطر را به مردم میدهید که امتیازاتی که ما دریافت کردیم امتیازات برگشت ناپذیر و نقد است و تعهداتی که دادیم تعهدات برگشتپذیری؟
قالیباف: ما بدانید هر تعهدی که ما میدهیم اقدام در مقابل اقدام است اقدام در مقابل اقدام بنده سیزده همین را تعریف میکند ما ناظر بر این موضوع گذاشتهایم یعنی باهم باید توافق کنیم که بعضیها ناظر اینجا باشند خود این میانجی یا باهم توافق کردیم کشورهای دیگر انجام شد ولی مطمئن باشید به فضل الهی اگر اقدامی را انجام ندهند ما اقدامی را متقابل انجام نمیدهیم دیگر نهایتاً هم اگر یا دو مرتبه برسیم بود جایی که... امیدوارم خلاصه ما این کار را حتماً به طور قطع انجام بدهیم منن میخواهم بگویم نگاه کنید یکی از تعهدات آنها این است که آنها میخواستند ما را براندازی کنند دیگرها من نمیخواهم اینجا اسم بیاورم حتی بعضی کشورهای دوست ما که ما از آنها تشکر میکنیم همراه بودند ولی در جنگ دوازده روزه و در این جنگ توی بیست روزه اولش ما را تمام شده دیدند بله امروز کشور ما الحمد الله به جایی است که واقعاً گفتم ما نمیخواهیم بگوییم که همه به صف ایستادند ولی همه ملتها و دولتها دیدند که جمهوری اسلامی قدرت و توانش اینه ما به هرحال با این قدرت و توان همان طور که توضیح دادم حتماً تلاش میکنیم نقدش کنیم ولی هر کجا او به تعهدش عمل نکرد محال است ما به تعهد مان عمل کنیم.
سوال: خیلی ممنون صمیمانه برای جنابعالی آرزوی سلامتی و آرزوی توفیقات روزافزون و سپاسگزار همه زحمات شما با همکارانتان هستیم در طول این مدت چه در جنگ دوازده و چه در جنگ تحمیلی سوم و عمیقاً برای موفقیت جنابعالی و تیم مذاکره کننده در مذاکرات و امضای یادداشت تفاهم و مذاکرات راند شصت روزهای که نفس گیر هم نظر باشد آرزوی سلامت دارم؟
قالیباف: بنده همچنین برای جنابعالی و را هم ملت عزیزمان من اینجا به سهم خودم تقدیر و تشکر میکنم از رهبر معظم انقلاب که ما را هدایت کردند رهبری کردند در جایی که لازم بود تذکر دادند جایی که لازم بود حمایت کردند من میدانم ایشان در همه ابعاد واقعاً در طول مدت جنگ از این باب تشکر میکنم و انشاءالله که توفیق داشته باشیم همراه امام شهید مان راه امام کبیرمان و و راه رهبر معظم انقلاب را که برای ما ترسیم میکنند پیش ببرد از همه مردم عزیزمان واقعاً این صمیمیت، این همراهی، این گذشت این انسجام، این محبت و این انتقادهای به جا حتی بعضاً انتقادهای نا به جا به حال من کمتر متاسفانه به خاطر شرایط امنیتی با مردم حرف زدم ولی به مردم عزیز عرض کنم که من در میان شما بودم در این میادین اومدم ولی دیگه شما من را خلاصه نشناختهاید ولی ما حرف شما را هم از تریبونها شنیدیم هم در میدان وقتی با هم صحبت میکردیم شنیدیم هم دوستانی که اونجا هستند به ما منتقل کردهاند از همه آنها واقعاً تشکر میکنم.
از دولت محترم از قوه قضاییه انصافاً انسجام و یکپارچگی بوده من از هیئت مذاکره کننده و تیم مذاکرهکننده شش نفره مذاکره کننده و به نوبه خودم تشکر میکنم امروز خلاصه میدانم بعضاً انتقادات جدی دارند آن را هم به جان دل بخریم امیدواریم که انشاءالله وقتی این تصمیم گرفته شده داریم میرویم جلو همه مان پیروزی ایران و پیروزی انقلاب را میبینیم به سهم خودم هم از یکایک اعضای هیئت مذاکره کننده به ویژه جناب آقای دکتر عراقچی هم تقدیر و تشکر میکنم البته این نکته را بگویم واقعاً همه این کار در او منطق قدرت مدیون نیروهای مسلح مان هستیم ارتش و سپاه، نیروی انتظامی، بسیج ما واقعاً بزرگواری آنها را هم دیدیم به همه خداقوت میگوییم و امروز توی سنگر آنها توفیق ندارم باشم ولی همه ارزش و سنگر توی سنگر انشاءالله برایشان نقد میکنیم در جنبه سیاسی و حقوقی.