دوشنبه ۸ تير ۱۴۰۵

سیاسی

از هویج موقت واشنگتن تا شیطنت در هرمز؛ ضرورت باز تنظیم خطوط قرمز دیپلماسی

از هویج موقت واشنگتن تا شیطنت در هرمز؛ ضرورت باز تنظیم خطوط قرمز دیپلماسی
خبر یزد - تحولات اخیر به‌ویژه پس از تفاهم‌نامه اولیه میان ایران و آمریکا، وارد مرحله پیچیده‌ای شده است. در حالی که افکار عمومی در انتظار نتایج ملموس موازنه سیاسی-نظامی هستند، دو سیگنال نگران‌کننده از سوی مسقط و واشنگتن نشان می‌دهد؛ جبهه مقابل به دنبال کسب امتیازاتی در روی میز مذاکره است.
  بزرگنمايي:

خبر یزد - تحولات اخیر به‌ویژه پس از تفاهم‌نامه اولیه میان ایران و آمریکا، وارد مرحله پیچیده‌ای شده است. در حالی که افکار عمومی در انتظار نتایج ملموس موازنه سیاسی-نظامی هستند، دو سیگنال نگران‌کننده از سوی مسقط و واشنگتن نشان می‌دهد؛ جبهه مقابل به دنبال کسب امتیازاتی در روی میز مذاکره است.

خبر یزد


به گزارش خبرگزاری صداوسیما ، این گزارش در دو محور به تحلیل این ابعاد پرداخته و راهکار‌های مواجهه با آن را بررسی می‌کند.
محور اول: تنگه هرمز؛ عبور از خطوط قرمز میدانی تحت پوشش ناوبری بین‌المللی
اقدام اخیر دولت عمان در اعلام یک‌جانبه‌ یک مسیر دریایی مجزا در تنگه هرمز بدون دریافت عوارض و الزام کشتی‌ها به هماهنگی صرف با سازمان بین‌المللی دریانوردی (IMO)، نمی‌تواند یک تصمیم مستقل یا صرفاً فنی قلمداد شود. این حرکت، آن هم بلافاصله پس از سفر رئیس مجلس شورای اسلامی به مسقط، بازتابی از یک سناریوی هماهنگ‌شده میان آمریکا و برخی کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس برای «سلب حاکمیت و اقتدار ایران بر تنگه هرمز» است.
۱. چالش مین‌زدایی و کانال انحرافی
هم‌زمان با آغاز عملیات مین‌زدایی در این آبراه راهبردی بر اساس تفاهم ایران و آمریکا، ایجاد این مسیر جدیدِ ناهماهنگ، عملاً تمامی شناور‌ها را به سمت خود سوق می‌دهد؛ چرا که هم خطر مین را منتفی جلوه می‌دهد و هم ایران را از چرخه نظارت حاکمیتی حذف می‌کند.
۲. اهمیت فوق‌راهبردی هرمز در تضمین تفاهمات
تنگه هرمز، دست برتر و اهرم تضمین عملی ایران برای تحقق شروط تفاهم‌نامه است؛ ابزاری که پیش از این کارایی خود را در موضوع لبنان به سرعت نشان داد. این آبراه نه‌تنها ابزار تامین بخشی از خسارت‌های جنگ است، بلکه ضامن امنیت ملی و ممانعت از تحرک آزادانه شناور‌های متخاصم است.
۳. ضرورت پاسخ ترکیبی (نظامی - دیپلماتیک)
هرچند هشدار نیروی دریایی سپاه پاسداران اقدامی بجا، قاطع و لازم بود، اما به هیچ وجه کافی نیست. از آنجا که تهدیدات وجودی اخیر علیه امنیت ملی، ترور رهبر معظم انقلاب (به عنوان بالاترین خط قرمز کشور) و تحمیل دو جنگ از طریق پایگاه‌های آمریکایی و همکاری برخی کشور‌های منطقه صورت گرفته، مدیریت قاطع بر تنگه هرمز تنها راه پیشگیری از تکرار تاریخ است.
پیشنهاد راهبردی : دستگاه دیپلماسی باید فوراً وارد عمل شود. تدابیری همچون «توقف عملیات مین‌زدایی، ایجاد محدودیت در عبور و مرور شناورها، برخورد نظامی با شناور‌های متخلف و حتی تعلیق دور بعدی مذاکرات» باید به عنوان گزینه‌های روی میز بررسی و اعمال شوند تا دشمن بداند شکست میدانی خود را نمی‌تواند در بستر سیاسی جبران کند.
محور دوم: لفاظی‌های ترامپ و نقض عیان بند اول تفاهم‌نامه
هم‌زمان با شیطنت‌های منطقه‌ای، دونالد ترامپ بار دیگر با تهدید به تحمیل جنگ جدید علیه ایران در صورت عدم تمکین به خواسته‌های واشنگتن، فضای مذاکرات را تحت تأثیر قرار داده است.
۱. فراتر از جنگ روانی
این اظهارات، صرفاً مصرف داخلی یا عملیات روانی برای درهم شکستن روحیه تیم مذاکره‌کننده نیست؛ بلکه در کنار اصرار رژیم صهیونیستی بر ادامه اشغال خاک لبنان و حملات موردی، «نقض صریح و آشکار بند ۱ تفاهم‌نامه» است. ابراز محکومیت صرف و دیپلماسی توئیتری در برابر این نقض عهدها، دیگر پاسخگو نیست.
۲. خطر شکل‌گیری دوقطبی و ابهام در افکار عمومی
انفعال یا پاسخ ناکافی به این تهدیدات، در کنار زمزمه‌های بازگشت بازرسان (که سابقه‌ای از رفتار‌های جاسوسی دارند) و عدم انتشار «فکت‌شیت» (گزاره‌برگ) رسمی از سوی ایران، به ابهامات رسانه‌ای دامن زده و زمینه‌ساز تشدید دوقطبی‌های داخلی خواهد شد.
۳. توازن کاذب: هویج موقت در برابر امتیازات راهبردی
با فرض عدم رفع کامل تحریم‌ها، کاملاً عیان است که هدف اصلی دشمن از این مذاکرات چیست:
دستیابی به مواد غنی‌شده ۶۰ درصد ایران.
تکمیل بانک اطلاعاتی از زیرساخت‌های هسته‌ای باقی‌مانده.
بازگشایی امن تنگه هرمز برای تنفس اقتصادی غرب و حفظ جایگاه حزب جمهوری‌خواه در انتخابات پیش‌رو.
در مقابل این خواسته‌های کلان، اعطای امتیازات موقتی نظیر آزادسازی مشروط بخشی از اموال یا مجوز‌های محدود صادرات نفت (با ارزش تقریبی ۳۰ میلیارد دلار)، بسیار ناچیز است. توصیف توهین‌آمیز وزیر خزانه‌داری آمریکا که این امتیازات را به مثابه «هویج موقت» دانسته که هر زمان بخواهند آن را پس می‌کشند، تاییدکننده این واقعیت است که غرب به دنبال سرقت دارایی‌های راهبردی ایران در قبال پاداش‌های ناپایدار است.
نتیجه‌گیری و افق پیش‌رو
مقایسه ابزار‌های راهبردی ایران (به‌ویژه تسلط بر تنگه هرمز و عمق راهبردی جبهه یکپارچه مقاومت) با گشایش‌های موقت اقتصادی نشان می‌دهد که با وزن امتیازات همخوانی ندارد.تصور دشمن مبنی بر اینکه می‌تواند در میز مذاکره، جبهه مقاومت را تضعیف یا حاکمیت ایران بر هرمز را مخدوش کند، باید فوراً در «گفتار و رفتار عملی مسئولان ارشد کشور» خنثی شود. اقتدار در هرمز، ضامن اصلی پایداری هرگونه توافق سیاسی است و هرگونه عقب‌نشینی در این حوزه، طمع دشمن را برای بازپس‌گیری دستاورد‌های جنگ تحمیلی سوم دوچندان خواهد کرد.


نظرات شما