خبر یزد - هر چند پاسخ به این پرسش که «ایران در حال وداع با چه کسی است؟» بسیار دشوار است؛ اما گرمای سالها حضور او، به ما میگوید ایران در آستانه بدرقه خورشید قرار دارد؛ خورشیدی که هیچ گاه غروب نخواهد کرد و از مشرقی دیگر بر ما خواهد تابید.
هر چند پاسخ به این پرسش که «ایران در حال وداع با چه کسی است؟» بسیار دشوار است؛ اما گرمای سالها حضور او، به ما میگوید ایران در آستانه بدرقه خورشید قرار دارد؛ خورشیدی که هیچ گاه غروب نخواهد کرد و از مشرقی دیگر بر ما خواهد تابید.

به گزارش گروه تاریخ و امام و رهبری خبرگزاری صدا و سیما ، امروز، ایران در سوگ مردیست که عمری را با جهاد و اجتهاد و به حماسه و عرفان سپری کرد. ایران در حال وداع با امام سید علی خامنهای است؛ وداع با شخصیتی که هر یک از ابعاد وجودش، فصلی مستقل از تاریخ معاصر ایران را رقم زده و درک ابعاد این فقدان، نیازمند نگاهی فراتر از یک روز و یک مراسم است.
ایران امروز با کسی وداع میکند که نه فقط یک رهبر سیاسی، بلکه تجسم زنده ولایت مطلقه فقیه در عصر غیبت بود. او کسی بود که شخصیتی همچون امام خمینی (ره) مدتها پیش از آغاز دوره رهبری او، «خورشید» توصیفش کرده و وجودش را «نادر» خواند. توصیف امام (ره) کلید فهم شخصیتی است که امروز او را بدرقه میکنیم؛ شخصیتی که در طول نزدیک به چهار دهه دالانی شد میان نظریه مترقی ولایت فقیه و عینیت تاریخی آن در کالبد یک نظام دینی.
حضرت امام (ره) در یکی از نامههای مهم خود به حضرت آیت الله خامنهای (ره)، ایشان را این گونه توصیف کردهاند: «این جانب که از سال هاى قبل از انقلاب با جناب عالى ارتباط نزدیک داشتهام و همان ارتباط بحمدالله تعالى تا کنون باقى است، جناب عالى را یکى از بازوهاى تواناى جمهورى اسلامى مىدانم و شما را، چون برادرى که آشنا به مسائل فقهى و متعهد به آن هستید و از مبانى فقهى مربوط به ولایت مطلقه فقیه جداً جانبدارى مىکنید، مىدانم و در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى از جمله افراد نادرى هستید که، چون خورشید، روشنى مىدهید» (صحیفه امام، ۲۰/۴۵۵).
در میان خیل عظیم شاگردان و یاران امام (ره)، کمتر شخصیتی را میتوان یافت که بنیان گذار انقلاب اسلامی این چنین خطاب به او قلم زده و شخصیت او را تبیین کرده باشند. کلام امام خمینی (ره) در وصف قائد شهید (ره) نه یک توصیف معمولی، بلکه به مثابه شهادت به صلاحیت یک فرد برای تصدی زعامت امت است. این جملات، سه بعد اساسی شخصیت رهبر شهید را به تصویر میکشند؛ بعد علمی، بعد معنوی و بعد سیاسی – اجتماعی. به عبارت دیگر امام (ره) به وضوح بیان میکنند که ما امروز در حال وداع با چه کسی هستیم: وداع با فقیهی عالیقدر، عارفی روشن ضمیر و رهبری فرزانه و توانمند. این نوشته نیز در حقیقت توضیحی کوتاه و شرح گونه از این کلام امام (ره) است.
۱- وداع با فقیهی عالیقدر
امروز نه تنها ایران، بلکه جهان تشیع با یکی از مراجع دینی خود وداع میکند؛ مرجعی عالیقدر که از سنین نوجوانی شاگرد برجسته مکتب قم و نجف بود و با حضور در درس بزرگانی مانند حضرات آیات سید حسین بروجردی، امام خمینی، شیخ مرتضی حائری، محقق داماد، علامه طباطبایی و سید هادی میلانی به درجه والای اجتهاد نائل آمد. او پیش از انقلاب اسلامی از مدرسان بنام سطوح عالی حوزه بود و پس از دوره زعامت نیز محفل درس خارج فقه او پذیرای صدها طلبه علوم دینی بود. تألیفات و تقریرات امام شهید، از کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن تا درسهای خارج فقه در موضوعاتی، چون جهاد و غنا، گواه ژرفای نگاه علمی و توانایی بی نظیر ایشان در اسلام شناسی و فهم عمیق از دین است.
با نظر به این مطلب، امام خمینی (ره) در این نامه، شاگرد دیرین خود را آشنای دنیای فقه و متعهد به آن و حامی مبانی فقهی نظریه ولایت مطلقه فقیه توصیف میکنند. این جمله، جایگاه رفیع فقهی حضرت آیت الله خامنهای (ره) را نه تنها به عنوان یک مجتهد دینی، بلکه به عنوان شارح و مدافع نظریهای نشان میدهد که جان انقلاب اسلامی است. نظریهای که امام (ره) آن را از لا به لای صفحات کتب فقه به صحنه اجتماع آورده و رهبر شهید (ره) نیز پس از امام (ره) به خوبی آن را امتداد داده و به تثبیت و تقویت جایگاه آن پرداختند.
۲- وداع با عارفی روشن ضمیر
امام خمینی (ره)، حضرت آیت الله خامنهای (ره) را «متعهد به اسلام» و از افراد نادری معرفی کردهاند که، چون «خورشید» روشنی میدهند. این عبارت، عمدتا به ویژگیهای برجسته اخلاقی و معنوی ایشان اشاره دارد که او را از چهرههای دیگر متمایز میسازد. در طول سالهای حیاتشان به ویژه در دوران رهبری، این روشنایی خورشیدگون در قالب صفاتی همچون ورع و تقوا، زهد و ساده زیستی، استقامت بر اصول، مرزبندی شفاف با نظام استکبار و حضور مداوم در متن جامعه و تحولات آن متجلی شد.
شاید اصیلترین بعد شخصیت ایشان که در دلها و اذهان مردم ماندگار شد، همین رویکرد اخلاقی و زهد عملی ایشان بود. حتی بسیاری از رهبران جهان نیز او را شخصیتی تأثیرگذار و متفاوت قلمداد کردهاند. این تمایز و تفاوت ریشه در تعهد بی، چون و چرای او به اسلام و باور عمیق به توحید دارد؛ باوری که از کودکی در جان او ریشه دوانده و اکنون ثمر داده بود.
باور به خدا، صفای باطن و روشنی ضمیر بر شیوه حکمرانی او نیز سایه انداخته بود. کافیست کسی تنها چند مرتبه بیانات ایشان را پی بگیرد تا به خوبی متوجه شود باور به توحید روح بیانات اوست. در دورانی که تقریبا همه رهبران دنیا مرعوب استکبار جهانی و نظام سلطه بودند، او با وعده «ان تنصروا الله ینصرکم» مردم را به مقاومت دعوت کرد و با ایمان به «ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا» خود تا پای جان در میدان ایستاد.
بر این اساس خوانش خامنهای کبیر بدون توجه به ابعاد معنوی شخصیت ایشان به ویژه باور به توحید، خوانشی ناقص و گمراه کننده خواهد بود. در حقیقت تمایز او با دیگران، تمایز در بندگی بود و به اعتبار همین بندگی بود که امام (ره) او را خورشید خوانده بودند.
۳- وداع با رهبری فرزانه و توانمند
هر چند امروز با او وداع میکنیم، اما تاریخ سیاسی ایران هیچ گاه نمیتواند حضور مستمر و اثرگذار ایشان را فراموش کند؛ حضوری ماندگار از متن مبارزات علیه رژیم ستمشاهی تا رهبری انقلاب اسلامی. حیات ایشان با فراز و نشیبهای انقلاب پیوند خورده است؛ از همراهی با امام (ره) در سال ۱۳۴۲ تا تبعیدها و شکنجهها و سپس ترور نافرجام در سال ۱۳۶۰ تا حضور در سنگر امامت جمعه، نمایندگی مجلس، ریاست جمهوری و در نهایت رهبری انقلاب، تنها جلوههایی از این حضور مجاهدانه به شمار میروند.
بر این اساس، امام خمینی (ره) در نامه خود، ایشان را «یکی از بازوهای توانای جمهوری اسلامی» دانستند. درحقیقت این عبارت، ناظر به نقشی است که آیت الله خامنهای (ره) از سالهای پیش از انقلاب تا زمان صدور این نامه در دوره دوم ریاست جمهوری شان ایفا کردهاند. به عنوان نمونه در دوران ریاست جمهوری، او باید خود را برای مدیریت بحرانها آماده میکرد. جنگ مهمترین چالشی بود که باید آن را تدبیر میکرد. ایشان در سمت رئیس جمهور و عضو شورای عالی دفاع، نقش مهمی در پشتیبانی از جبهههای جنگ و تقویت رزمندگان داشتند. البته آن روزها بحران تنها در جنگ خلاصه نمیشد. کشور با فقر و محرومیت گسترده به جای مانده از دوران پهلوی، مشکلات اقتصادی ناشی از جنگ، اقدامات تروریستی گروهکها و محاصره اقتصادی مواجه بود. در این شرایط مدیریت ایشان بر دولت، نقش به سزایی در عبور از این بحرانها داشت.
سوابقی از این دست موجب ظهور توانمندی ایشان برای همه، از جمله حضرت امام (ره) شده بود. البته توانمندی مورد اشاره امام (ره)، تنها به معنای قدرت اجرایی نیست، بلکه اشاره به درک عمیق آیت الله خامنهای (ره) از اهداف انقلاب اسلامی و توانایی هدایت آن در پیچ و خمهای تاریخی دارد. امام خمینی (ره)، ولایت فقیه را نه یک نظریه سیاسی بلکه امتداد ولایت معصومین (علیهم السلام) در عصر غیبت میدانستند و حضرت آیت الله خامنهای (ره) در دوران رهبری خود توانست این موضوع را تثبیت و تقویت کند.
او در این دوران فراتر از یک رهبر سیاسی، در قامت حکیمی فرزانه ظهور کرد که توانایی گفتمان سازی برای به فعلیت رساندن تمدن نوین اسلامی را دارد. اگر امام خمینی (ره) نظام اسلامی را تأسیس و ایران را وارد دورهای جدیدی از تاریخ کرد، امام خامنهای (ره) با تثبیت و تقویت نظام اسلامی توانست ایران را به قله نزدیک کند؛ به گونهای که ظرف یک سال ملت ایران توانست از میدان هولناک دو جنگ و یک شبه کودتای بزرگ به سلامت عبور کند و این تنها بخشی از میراث بزرگ اوست.
اکنون ایران با چهرهای وداع میکند که تلفیقی از دیانت، فقاهت، سیاست، شجاعت، هنر، روشن بینی، مردم داری و آگاهی از زمان بود. ایران در این روزهای اندوه بار، با کسی وداع میکند که تجسم تمام عیار یک رهبر اسلامی بود. حضرت روح الله (ره) به خوبی او را توصیف کردند: او خورشید بود؛ خورشیدی که در مسیر پرفراز و نشیب انقلاب، راه را برای میلیونها انسان آزاده روشن ساخت. ایران در حال وداع با خورشید است. هرچند او از میان ما میرود، اما به حکم اینکه شهیدان زندهاند، همچنان با ماست. او همانند رود جاریست و خلف صالحی که میراث دار اوست، همچون خورشیدی دیگر دوباره تابیدن خواهد گرفت.
پژوهشگر و نویسنده: عباس کریمیان