خبر یزد - ورزش 3 /رئال مادرید با گل لحظات پایانی کارلوس اسپی موفق شد اسپانیول را ۲-۱ شکست دهد.
در رئال مادرید نسبت به دو سال گذشته چیزی تغییر کرده است؛ آن چیز کارلوس اسپی است، همان مهاجم متخصصی که رئال قبلاً در محوطه جریمه نداشت. بازیکنی که میتواند هر توپی را با سر بزند یا برای رسیدن به هر توپ سرگردانی در محوطه جریمه خودش را به آب و آتش بزند. این مهاجم در دقیقه ۹۰ اولین پیروزی رئال مادریدِ مورینیو را رقم زد. این تیم از بسیاری جهات شبیه تیم آربلوا بود و هرچه از بازی گذشت، انرژی و ریتمش را از دست داد. رئال بازی را خوب شروع کرد، اما نتوانست واکنش اسپانیول را کنترل کند و خودش را وارد یک بازی رفتوبرگشتی کرد. این تیم چهار بازیکنش عملاً در کارهای دفاعی مشارکت نمیکردند و تعادل نداشت. اسپانیول هم با وجود شکست، با سربلندی زمین را ترک کرد و نشان داد یک تیم منسجم و سازمانیافته است، اما این بار تاکتیک ضدحمله برایش جواب نداد.
البته باید گفت رئال مادرید هرچه از بازی گذشت، ضعیفتر شد. مورینیو با ترکیب اصلیاش همه را غافلگیر کرد. هیچ جاسوسی نتوانسته بود ترکیب را قبل از بازی لو بدهد و به همین دلیل، حضور بلینگام در ترکیب اصلی و انتقال آردا گولر، ستاره درخشان پیشفصل، به سمت راست غافلگیرکننده بود. استفاده از دومفریس به جای ترنت، بهخصوص در بازی خارج از خانه، منطقیتر به نظر میرسید. شروع درخشان اسپانیول هم نشان میداد که رئال باید ریسک کمتری بکند. بنابراین مورینیو، بدون دیومانده دومین دوره مربیگریاش در رئال مادرید را آغاز کرد و شروعش هم فوقالعاده پرسرعت بود.
رئال با تعداد پاسهای کم و بازی مستقیم، بهخصوص از سمت راست که دومفریس مرتباً به آردا اضافه میشد، و با پرس شدید بدون توپ، خیلی زود جلو افتاد. ضربات ایستگاهی جواب دادند؛ آردا گولر ارسالکننده بود و جود بلینگام هم در نقش بازیکنی که به محوطه اضافه میشود، گل را زد. مورینیو هم از جایش بلند شد و به خاطر اجرای درست این حرکت از تیمش تشکر کرد. شروع هجومی رئال چند واکنش خوب از دیمیتروویچ را هم به همراه داشت، یکی مقابل دومفریس و دیگری برابر امباپه که از هر دو سمت زمین خطرساز شده بود.

اما رئال مادرید به خاطر وینیسیوس کمکم تمرکزش را از دست داد. کالاتراوا همان ابتدای بازی یک لگد کوچک به او زد که داور ندید و حداقل مستحق کارت زرد بود؛ چون کاملاً بیدلیل و غیرضروری بود. این اتفاق وینیسیوس را عصبی کرد و باعث شد وارد درگیریهای بیمورد شود و از هدف اصلیاش فاصله بگیرد. کالاتراوا هم متوجه این موضوع شد و در حمله آزادی عمل بیشتری پیدا کرد. رئال هم بیش از منفعل بود و اجازه داد خاوی هرناندز بین خطوط بازی کند. هویسن در برخورد با روبرتو مصدوم شد، خونریزی داشت و برای دریافت مراقبت پزشکی حدود یک دقیقه از زمین خارج شد.
در نهایت، رئال از نظر دفاعی شل شد. خاوی هرناندز حمله را از سمت راست پیش برد، توپ را به خط دوم رساند و کالاتراوا که بین والورده و کارراس کاملاً آزاد بود، با یک ضربه کار را به تساوی کشاند.

رئال از نبود کنترل در خط میانی ضربه خورد. برناردو سیلوا و والورده در این سبک بازی سریع و کمپاس، چندان دیده نشدند و از طرفی بلینگام هم خستگی را احساس میکرد. در نتیجه، رئال بیشتر به ظرافتهای آردا و نفوذهای امباپه وابسته شد. یک حرکت انفجاری از شماره ۱۰ رئال میتوانست کافی باشد، اما دیمیتروویچ با پاهایش توپ را دفع کرد. از طرف دیگر، رئال حتی میتوانست بازنده به رختکن برود اما روبرتو روی یک ارسال نتوانست راحت ضربه سر بزند.
مورینیو بعد از استراحت هیچ تغییری در ترکیب ایجاد نکرد و شروع نیمه دوم هواداران رئال را متعجب کرد. کالاتراوا میتوانست با یک تکل خشن روی کارراس، نمایش خوبش را خراب کند، اما داور از دادن کارت زرد دوم خودداری کرد. سانچز مارتینز همچنین در یک صحنه کاملاً واضح، خطای پاس رو به عقب به دروازهبان را تشخیص نداد.
در نهایت نیمه دوم بدون اینکه تیمی کنترل کامل بازی را در اختیار داشته باشد آغاز شد. یک موقعیت برای اسپانیول ایجاد شد؛ روبرتو دوباره برای گرفتن توپ جنگید، اما کالاراترا این بار نتوانست از موقعیت استفاده کند. سپس نوبت رئال بود؛ ارسال زیبای گولر به سر بلینگام رسید، اما دیمیتروویچ ضربه سر او را به کمک تیر افقی به کرنر فرستاد.
مورینیو در ادامه کوکوریا را بهعنوان مدافع کناری به جای یک مدافع کناری دیگر وارد زمین کرد و دیومانده هم به میدان آمد تا بازیکن سمت راست، یعنی آردا گولر، بهترین بازیکن رئال تا آن لحظه، از زمین خارج شود. تصمیم مورینیو واقعاً عجیب بود. در سوی دیگر، مانوئل گونزالس منطقی عمل کرد و دو بازیکنی را که کارت داشتند، یعنی کالاراترا و ریدل، از زمین بیرون کشید.
اسپانیول عقب نشست و منتظر ضدحمله ماند و رئال هم بدون اینکه بتواند فشار مستمری ایجاد کند، مالکیت بازی را در اختیار داشت. برناردو و والورده همچنان تأثیر چندانی نداشتند و رئال بیشتر منتظر بود امباپه یا وینیسیوس که در نیمه دوم بیشتر به مرکز زمین نزدیک شده بود، کاری انجام دهند. اما این صحنهها حس یک اتفاق تکراری را ایجاد میکرد.
بازی رئال بهتر نشد. اسپانیول هم منتظر ضدحملهای بود که در سالهای اخیر بارها برایش امتیاز به همراه آورده بود. اسپی بلافاصله پس از ورودش به زمین اثر خودش را نشان داد و با یک پاس خوب، توپ را برای امباپه مهیا کرد، اما مهاجم فرانسوی ضربه والیاش را بدون کنترل کافی زد. دیومانده هم تلاش کرد با دریبل و نفوذ از مدافعان عبور کند، اما چندان موفق نبود.

بازی داشت به پایان میرسید و ستارههای رئال دقت و ظرافت لازم را نداشتند. امباپه حتی یک پاس ساده به اسپی را هم خراب کرد. اما این مهاجم خودش دست به کار شد. در دقیقه ۹۰، زمانی که امباپه در جریان یک نبرد برای توپ تعادلش را از دست داده بود، اسپی خودش را به توپ سرگردان رساند و گل پیروزی را به ثمر رساند، پاداشی برای یک مهاجم واقعی و متخصص گلزنی.