سه شنبه ۳ شهريور ۱۴۰۵

علمی

ارتباط زمان‌های نامنظم شام با علائم افسردگی بیشتر در میان بزرگسالان ایرانی | آخرین خبر

ارتباط زمان‌های نامنظم شام با علائم افسردگی بیشتر در میان بزرگسالان ایرانی | آخرین خبر
خبر یزد - ایسنا/ یک مطالعه جدید در بزرگسالان ایرانی نشان می‌دهد خوردن شام در زمان‌های بسیار متفاوت از یک روز تا روز دیگر ممکن است با سطوح بالاتر علائم افسردگی مرتبط باشد. ...
  بزرگنمايي:

خبر یزد - ایسنا / یک مطالعه جدید در بزرگسالان ایرانی نشان می‌دهد خوردن شام در زمان‌های بسیار متفاوت از یک روز تا روز دیگر ممکن است با سطوح بالاتر علائم افسردگی مرتبط باشد.
پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی تهران که این مطالعه را انجام داده‌اند، تأکید می‌کنند که یافته‌ها یک ارتباط را نشان می‌دهند، نه یک رابطه علت و معلولی.
این مطالعه ۴۵۰ بزرگسال ظاهراً سالم ۲۰ تا ۵۹ ساله را بررسی کرد و دریافت افرادی که زمان شام آنها نامنظم‌تر بود، نمرات بالاتری برای علائم افسردگی داشتند. این الگو مختص شام بود: زمان نامنظم صبحانه یا ناهار ارتباط معناداری با نمرات افسردگی، اضطراب یا استرس نداشت.
نگاهی فراتر از آنچه مردم می‌خورند
تحقیقات تغذیه‌ای به طور معمول بر آنچه مردم می‌خورند - به عنوان مثال، مقدار چربی، قند، سبزیجات یا سایر مواد مغذی در رژیم غذایی - متمرکز بوده است. پژوهشگران به طور فزاینده‌ای در حال بررسی زمان غذا خوردن افراد نیز هستند.
این حوزه که به عنوان تغذیه‌ی زمانی (chrononutrition) شناخته می‌شود، مصرف غذا را در رابطه با ساعت بیولوژیکی داخلی بدن یا ریتم شبانه‌روزی در نظر می‌گیرد. محققان نه تنها به این موضوع که آیا افراد زود یا دیر غذا می‌خورند، بلکه به این موضوع نیز علاقه‌مند هستند که آیا آنها هر روز در زمان‌های ثابتی غذا می‌خورند یا خیر.
مطالعه‌ی جدید این سوال را مطرح کرد که آیا زمان‌بندی نامنظم وعده‌های غذایی ممکن است با علائم افسردگی، اضطراب و استرس در بین بزرگسالان ساکن تهران مرتبط باشد.
مطالعه چگونه انجام شد؟
پژوهشگران ۴۵۰ بزرگسال را استخدام کردند که ۵۳.۸ درصد آنها زن بودند. شرکت‌کنندگان اطلاعات مربوط به رژیم غذایی را از طریق سه یادآوری غذایی ۲۴ ساعته غیر متوالی ارائه دادند.
پژوهشگران به جای اینکه صرفاً بپرسند آیا کسی معمولاً دیر شام می‌خورد، محاسبه کردند که زمان وعده‌های غذایی هر فرد چقدر با برنامه‌ معمولش متفاوت است. آنها از معیاری به نام «انحراف فاز ترکیبی» (CPD) برای صبحانه، ناهار و شام استفاده کردند. CPD بالاتر نشان دهنده‌ی بی‌نظمی بیشتر در زمان‌بندی وعده‌های غذایی است.
سلامت روان با استفاده از «فرم کوتاه مقیاس‌های افسردگی، اضطراب و استرس» (DASS-21) ارزیابی شد. محققان همچنین عواملی را که می‌توانند بر الگوهای غذایی و سلامت روان تأثیر بگذارند، از جمله سن، جنس، تحصیلات، شغل، شاخص توده بدنی، فعالیت بدنی، کیفیت خواب و کرونوتایپ - تمایل به سحرخیز بودن یا شب‌زنده‌دار بودن - در نظر گرفتند.
یافته کلیدی مربوط به شام ​​ بود
هنگامی که پژوهشگران نمره‌های سلامت روان را به عنوان معیارهای پیوسته تجزیه و تحلیل کردند، بی‌نظمی بیشتر در زمان شام با نمرات بالاتر علائم افسردگی مرتبط بود.
تجزیه و تحلیل آماری نشان داد که هر افزایش در بی‌نظمی زمان شام با افزایش ۱.۰۸ امتیازی در نمره افسردگی (فاصله اطمینان ۹۵٪ ۰.۳۲-۱.۸۵؛ P=۰.۰۰۶) حتی پس از تعدیل سایر عوامل مرتبط بود.
در مقابل، بی‌نظمی زمان صبحانه و ناهار به طور قابل توجهی با علائم افسردگی مرتبط نبود. بی‌نظمی شام نیز به طور قابل توجهی با اضطراب یا استرس مرتبط نبود.
یک تمایز مهم: علائم، نه تشخیص
این مطالعه نشان نمی‌دهد که افرادی که برنامه شام ​​نامنظمی دارند، بیشتر احتمال دارد به افسردگی بالینی مبتلا شوند.
در واقع، وقتی پژوهشگران شرکت‌کنندگان را بر اساس اینکه آیا آستانه‌های سلامت روان خاصی را برآورده می‌کنند یا خیر، به دسته‌هایی تقسیم کردند، بی‌نظمی در زمان وعده‌های غذایی ارتباط معناداری با افسردگی، اضطراب یا استرس نداشت.
این ارتباط زمانی آشکار شد که پژوهشگران نمره‌های علائم مداوم را تجزیه و تحلیل کردند. این کار می‌تواند تفاوت‌های کوچک‌تر در شدت علائم را که ممکن است به اندازه کافی بزرگ نباشند تا از آستانه بالینی عبور کنند، تشخیص دهد.
بنابراین، نویسندگان می‌گویند یافته‌های آنها باید به عنوان ارتباطی با شدت علائم افسردگی تفسیر شود، نه مدرکی مبنی بر اینکه زمان نامنظم شام باعث افسردگی یا اختلالات افسردگی بالینی می‌شود.
چرا زمان شام ممکن است مهم باشد؟
پژوهشگران چندین توضیح احتمالی ارائه می‌دهند، اگرچه هیچ‌کدام به طور مستقیم در این مطالعه آزمایش نشدند.
یک احتمال شامل ریتم شبانه‌روزی، سیستم زمان‌بندی بیولوژیکی تقریباً ۲۴ ساعته بدن است. وعده‌های غذایی نامنظم عصرانه می‌تواند در هماهنگ‌سازی ساعت‌های داخلی اختلال ایجاد کند و به طور بالقوه بر خواب، هورمون‌ها و سیستم‌های دخیل در تنظیم خلق و خو تأثیر بگذارد.
تغییرپذیری وعده‌های غذایی عصرانه همچنین می‌تواند بر زمان تولید ملاتونین و الگوهای خواب تأثیر بگذارد. تغییرات در ریتم کورتیزول و ارتباط بین روده و مغز از دیگر مسیرهای احتمالی هستند.
اما اینها مکانیسم‌های احتمالی هستند، نه توضیحات اثبات‌شده. از آنجا که این مطالعه مقطعی بود، محققان نمی‌توانند تعیین کنند که آیا شام نامنظم در علائم افسردگی نقش دارد، آیا افسردگی افراد را به خوردن در زمان‌های نامنظم سوق می‌دهد، یا اینکه عامل دیگری بر هر دو تأثیر می‌گذارد.
خواب ممکن است بخشی از تصویر باشد
کیفیت خواب به عنوان یک عامل بسیار مهم در تجزیه و تحلیل ظاهر شد.
کیفیت پایین خواب به طور مستقل با نمرات بالاتر علائم افسردگی مرتبط بود، و رابطه آماری قوی‌تری نسبت به بی‌نظمی زمان شام داشت.
این موضوع احتمال ارتباط برنامه‌های غذایی و الگوهای خواب را افزایش می‌دهد. کسی که برنامه روزانه نامنظمی دارد، ممکن است هم در زمان‌های نامنظم شام بخورد و هم بد بخوابد، در حالی که خود خواب ضعیف می‌تواند بر خلق و خو تأثیر بگذارد.
محققان تلاش کردند تا کیفیت خواب را در تجزیه و تحلیل آماری خود در نظر بگیرند، اما تحقیقات مشاهده‌ای نمی‌توانند به طور کامل مشخص کنند که چگونه این رفتارها با هم تعامل دارند.
چرا صبحانه و ناهار رابطه یکسانی را نشان ندادند؟
پژوهشگران هیچ رابطه معناداری بین زمان نامنظم صبحانه یا ناهار و علائم افسردگی پیدا نکردند.
آنها پیشنهاد می‌کنند که خوردن عصرانه ممکن است رابطه بسیار قوی با تنظیم شبانه‌روزی داشته باشد، زیرا غذایی که در اواخر روز مصرف می‌شود، به گذار بیولوژیکی شبانه بدن نزدیک‌تر است. تحقیقات قبلی نیز ارتباط بین خوردن نامنظم یا دیرهنگام عصر و شاخص‌های سلامت روان را گزارش کرده‌اند.
با این حال، نویسندگان خاطرنشان می‌کنند که تفاوت‌های بین مطالعات می‌تواند ناشی از تفاوت در جمعیت‌ها، تعاریف بی‌نظمی وعده‌های غذایی و روش‌های مورد استفاده برای اندازه‌گیری سلامت روان نیز باشد.
آنچه این مطالعه نمی‌تواند به ما بگوید
چندین محدودیت مهم در این مطالعه وجود دارد.
اولاً، این یک مطالعه مقطعی بود، به این معنی که زمان‌بندی وعده‌های غذایی و سلامت روان در یک دوره کلی ارزیابی شدند. این مطالعه نمی‌تواند مشخص کند که کدام یک اول بوده است.
ثانیاً، شرکت‌کنندگان از طریق نمونه‌گیری در دسترس در تهران انتخاب شدند، بنابراین یافته‌ها ممکن است نمایانگر همه بزرگسالان ایرانی، به ویژه افرادی که در مناطق دیگر یا با سبک زندگی متفاوت زندگی می‌کنند، نباشد.
در نهایت، زمان‌بندی رژیم غذایی تنها با استفاده از سه یادآوری 24 ساعته ارزیابی شد که ممکن است به طور کامل برنامه غذایی معمول یک فرد را در یک دوره طولانی ثبت نکند.
بنابراین، پژوهشگران خواستار مطالعات آینده‌نگر هستند که افراد را در طول زمان دنبال کنند و مطالعات مداخله‌ای برای تعیین اینکه آیا ایجاد برنامه‌های شام منسجم‌تر می‌تواند علائم افسردگی را بهبود بخشد یا خیر.
این موضوع برای زندگی روزمره به چه معناست؟
این مطالعه شواهدی ارائه نمی‌دهد که همه باید هر روز دقیقاً در یک زمان مشخص شام بخورند، و همچنین یک زمان شام «ایده‌آل» خاص را تعیین نمی‌کند.
در عوض، به شواهد رو به رشدی می‌افزاید که نشان می‌دهد روال‌های روزانه - از جمله زمان‌بندی وعده‌های غذایی - ممکن است با سلامت روان مرتبط باشند. حفظ یک برنامه غذایی و خواب نسبتاً ثابت ممکن است بخش معقولی از یک سبک زندگی سالم باشد، اما این مطالعه به تنهایی نمی‌تواند نشان دهد که انجام این کار از افسردگی جلوگیری می‌کند یا آن را درمان می‌کند.
افرادی که علائم افسردگی مداوم را تجربه می‌کنند، نباید به تغییر زمان وعده‌های غذایی به عنوان جایگزینی برای ارزیابی یا درمان حرفه‌ای مناسب تکیه کنند.
این مطالعه روی بزرگسالان ایرانی نشان داد که بی‌نظمی بیشتر در زمان شام روزانه با نمرات بالاتر علائم افسردگی، حتی پس از در نظر گرفتن خواب، فعالیت بدنی، کرونوتایپ و سایر عوامل، مرتبط است.
این رابطه مختص علائم افسردگی اندازه‌گیری شده در مقیاس پیوسته بود: بی‌نظمی زمان وعده‌های غذایی با دسته‌های افسردگی در سطح بالینی، اضطراب یا استرس مرتبط نبود.
این یافته‌ها احتمال جالبی را مطرح می‌کنند که ثبات در خوردن شام ممکن است از طریق مسیرهای شبانه‌روزی، خواب یا متابولیک با سلامت روان مرتبط باشد، اما این مطالعه نمی‌تواند علت را ثابت کند. مطالعات طولانی‌مدت و مداخله‌ای برای تعیین اینکه آیا تغییر زمان وعده‌های غذایی واقعاً می‌تواند بر خلق و خو تأثیر بگذارد، مورد نیاز است.


نظرات شما