خبر یزد - جوانی که معادله دشمن در خلیج فارس را تغییر داد و با سلاح ایمان و غیرت پیشرفته ناوهای امریکایی را به چالش کشید.
جوانی که معادله دشمن در خلیج فارس را تغییر داد و با سلاح ایمان و غیرت پیشرفته ناوهای امریکایی را به چالش کشید.

به گزارش گروه تاریخ، امام و رهبری خبرگزاری صدا و سیما ،در سالهای پایانی جنگ ایران و عراق، خلیج فارس به یکی از مهمترین عرصههای تقابل دو طرف تبدیل شد. جنگ دیگر تنها در جبهههای زمینی جریان نداشت؛ بلکه امنیت خطوط کشتیرانی، نفتکشها، سکوهای نفتی و مسیرهای انتقال انرژی نیز به بخشی از میدان جنگ تبدیل شده بود. در این میان، عراق تلاش میکرد با گسترش حملات به تأسیسات و شناورهای مرتبط با صادرات نفت ایران، هزینههای اقتصادی جنگ را افزایش دهد و توان ایران برای ادامه مقاومت را تحت فشار قرار دهد.
اهمیت خلیج فارس از آنجا بود که اقتصاد جنگ تا حد زیادی به صادرات نفت وابسته بود. بنابراین، حمله به نفتکشها و سکوهای نفتی تنها یک اقدام نظامی نبود، بلکه میتوانست پیامدهای اقتصادی و سیاسی گستردهای به دنبال داشته باشد. از این منظر، «جنگ نفتکشها» را باید بخشی از راهبرد فشار بر اقتصاد و اراده سیاسی ایران دانست؛ راهبردی که به تدریج پای قدرتهای خارجی را نیز به منطقه باز کرد.
خلیج فارس؛ عرصه ورود قدرتهای خارجی
در سال ۱۳۶۶، دامنه این رویارویی گستردهتر شد. کویت و عربستان، که از عراق حمایت میکردند، در معادلات جنگ نفتکشها نقش داشتند و کویت بخشی از ظرفیت سرزمینی و هوایی خود را در اختیار عراق قرار داده بود. در ادامه، آمریکا نیز با عنوان حفاظت از کشتیرانی و نفتکشهای کشورهای منطقه، حضور نظامی خود را در خلیج فارس افزایش داد.
ورود مستقیم ناوهای جنگی آمریکا به منطقه، معادله را از یک درگیری میان ایران و عراق فراتر برد. از این پس، ایران با قدرتی روبهرو بود که از نظر تجهیزات نظامی و فناوری، برتری آشکاری در دریا داشت. به همین دلیل، مسئله اصلی برای ایران تنها مقابله با حملات عراق نبود؛ بلکه حفظ امنیت آبهای سرزمینی و جلوگیری از تبدیل خلیج فارس به عرصهای یکطرفه برای قدرتهای خارجی نیز اهمیت پیدا کرده بود.
در چنین شرایطی، سخنان امام خمینی (ره) درباره ضرورت مقابله با تجاوز، برای نیروهای حاضر در میدان معنایی فراتر از یک توصیه نظامی داشت. در روایتهای مربوط به آن دوران، جمله معروف ایشان، «اگر من بودم، میزدم»، به عنوان نشانهای از ضرورت ایستادگی در برابر تعرض به حریم کشور نقل شده است. همین نگاه، در میان نیروهای دریایی سپاه به انگیزهای برای طراحی عملیاتهایی تبدیل شد که هدف آنها تغییر محاسبات طرف مقابل بود.
نادر مهدوی؛ جوانی که جنگ نامتقارن را به دریا برد
در میان نیروهای دریایی سپاه، نادر مهدوی یکی از فرماندهانی بود که در این دوره نقش برجستهای پیدا کرد. او که متولد ۱۴ خرداد ۱۳۴۲ در روستای نوکار دشتی بوشهر بود، در سالهای جوانی وارد عرصهای شد که رویارویی در آن نیازمند ابتکار، سرعت عمل و شناخت دقیق از محیط دریایی بود.
مهدوی و همرزمانش به جای تلاش برای مقابله مستقیم و کلاسیک با ناوگان مجهز آمریکا، از شیوههایی استفاده کردند که متناسب با امکانات ایران و شرایط جغرافیایی خلیج فارس بود. مینگذاری در مسیر شناورها یکی از این روشها بود؛ اقدامی که میتوانست بدون درگیری مستقیم با ناوهای بزرگ، هزینه و ریسک حضور آنها در منطقه را افزایش دهد.
این شیوه را میتوان نمونهای از جنگ نامتقارن در دریا دانست؛ یعنی استفاده از ابتکار و تاکتیکهای کمهزینهتر برای ایجاد محدودیت در برابر نیرویی که از نظر تجهیزات نظامی برتری دارد. در چنین نبردی، هدف لزوماً نابودی نیروی مقابل نیست؛ گاهی ایجاد ناامنی، افزایش هزینه عملیات و تغییر محاسبات طرف مقابل نیز میتواند بخشی از هدف نظامی باشد.
عملیات بریجتون؛ نقطه عطف جنگ نفتکشها
در تیرماه ۱۳۶۶، نخستین کاروان نفتکشهای کویتی با پرچم آمریکا و تحت اسکورت ناوهای جنگی این کشور حرکت خود را آغاز کرد. آمریکا تلاش گستردهای را در ابعاد سیاسی، تبلیغاتی، اطلاعاتی و نظامی برای اجرای این طرح به کار گرفته بود.
در میان این کاروان، نفتکش کویتی «الرخاء» با نام جدید «بریجتون» قرار داشت. این نفتکش در فاصله حدود ۱۳ مایلی غرب جزیره فارسی با مینهای کار گذاشتهشده توسط نیروهای ایرانی برخورد کرد و آسیب جدی دید.
اهمیت این حادثه فقط در خسارتی که به یک نفتکش وارد شد خلاصه نمیشد. پیام مهمتر آن این بود که حضور اسکورت نظامی آمریکا نمیتوانست بهطور کامل مانع عملیات نیروهای ایرانی شود. به عبارت دیگر، عملیات بریجتون نشان داد که در یک نبرد نامتقارن، حتی نیرویی با امکانات محدودتر نیز میتواند برای نیروی نظامی قدرتمندتر هزینه ایجاد کند.
بازتاب این حادثه نیز محدود به ایران نماند. موضوع بریجتون در گزارشها و نوشتههای مختلف درباره جنگ نفتکشها مورد توجه قرار گرفت و بعدها در آثاری درباره این دوره از جنگ نیز بررسی شد. از جمله، کتابهایی مانند «جنگ تانکرها» و «در داخل منطقه خطر» به این رویارویی و پیامدهای آن پرداختهاند.
تغییر معادله امنیتی در خلیج فارس
عملیاتهای گروه ذوالفقار باعث شد حضور نیروهای آمریکایی در منطقه با محاسبات تازهای همراه شود. مینگذاری و استفاده از قایقهای تندرو، در کنار شناخت جغرافیای منطقه، به ایران امکان میداد از نقاط ضعف ناوگان بزرگ و مجهز آمریکا استفاده کند.
در واقع، اهمیت اقداماتی مانند عملیات بریجتون را باید در همین تغییر معادله جستوجو کرد. ایران نمیتوانست در یک نبرد کلاسیک دریایی با ناوگان آمریکا رقابت کند، اما میتوانست محیط عملیاتی را برای آن دشوار و پرهزینه کند. این همان نقطهای است که جنگ دریایی ایران و آمریکا را از یک رقابت صرفاً تسلیحاتی به عرصهای از ابتکار، تاکتیک و جنگ نامتقارن تبدیل کرد.
آخرین نبرد نادر مهدوی
این رویارویی سرانجام به یکی از تلخترین حوادث جنگ دریایی منتهی شد. در ۱۶ مهر ۱۳۶۶، نیروهای ایرانی در حوالی جزیره فارسی با نیروهای آمریکایی درگیر شدند.
بر اساس گزارش فرماندهی نیروی دریایی سپاه، پس از حدود دو ساعت گشتزنی قایقهای ایرانی در منطقه غرب جزیره فارسی، بالگردهای آمریکایی به آنها نزدیک شده و به سوی قایقها تیراندازی کردند. نیروهای ایرانی نیز با سلاحهای موجود به مقابله پرداختند. در جریان این درگیری، یکی از بالگردهای آمریکایی هدف موشک قرار گرفت و سقوط کرد.
اما نتیجه این نبرد برای نیروهای ایرانی بسیار سنگین بود. نادر مهدوی، بیژن گُرد، نصرالله شفیعی، مهدی محمدیها، غلامحسین توسلی، خداداد آبسالان و مجید مبارکی در این درگیری به شهادت رسیدند.
شهادت نادر مهدوی، پایان زندگی فرمانده جوانی بود که در فاصله کوتاهی از حضورش در عرصه جنگ دریایی، به یکی از چهرههای شناختهشده این بخش از جنگ تبدیل شده بود. روایتهای منتشرشده درباره نحوه اسارت و شهادت او نیز بعدها به بخشی از ادبیات روایی مربوط به جنگ دریایی ایران و آمریکا تبدیل شد.
فراتر از یک نبرد دریایی
جنگ دریایی ایران و عراق را نمیتوان صرفاً مجموعهای از حملات به نفتکشها و سکوهای نفتی دانست. این جنگ در سالهای پایانی، به عرصهای تبدیل شد که در آن اقتصاد، سیاست، فناوری نظامی و اراده سیاسی کشورها به یکدیگر گره خوردند.
برای عراق، حمله به منابع و مسیرهای صادرات نفت ایران بخشی از تلاش برای افزایش فشار اقتصادی بر ایران بود. برای آمریکا و برخی کشورهای عربی، حضور نظامی در خلیج فارس با هدف حفاظت از کشتیرانی و منافع خود توجیه میشد؛ اما از نگاه ایران، این حضور با مسئله حاکمیت و امنیت آبهای سرزمینی نیز پیوند خورده بود.
در چنین شرایطی، عملکرد نیروهایی مانند نادر مهدوی نشان داد که نتیجه یک نبرد الزاماً تنها به تعداد ناوها، هواپیماها و تجهیزات نظامی وابسته نیست. شناخت محیط، ابتکار عملیاتی، استفاده از تاکتیکهای نامتقارن و آمادگی برای پرداخت هزینه دفاع میتوانست معادلات یک نیروی بسیار مجهزتر را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
از این منظر، عملیات بریجتون و نبرد ۱۶ مهر ۱۳۶۶ را میتوان دو نقطه مهم در تاریخ جنگ دریایی ایران دانست؛ یکی نماد تلاش برای تغییر معادله امنیتی در خلیج فارس و دیگری نماد غیرت رزمندگان ایرانی برای حفاظت از حریم سرزمینی تا آخرین نفس.
پژوهشگر و نویسنده: طیبه السادات حسینی